سیاست خارجی
«بسمه تعالی»
«نقد مقاله آقای عباس ملکی با عنوان فرایند تصمیم گیری در سیاست خارجی».
دانشجو: علی امینی
نقد اولیه به مقاله ی مذکور در زمینه ی چارچوب نظری است. در هر مقاله بایستی یک چارچوب نظری خاص ارائه شود و مباحث مقاله را بر اساس آن شرح داد. در این مقاله چند نظریه از دیدگاه اندیشمندانی خاص در مورد تصمیم گیری در سیاست خارجی آمده است اما در ادامه ی بحث نه تنها ارتباط میان جنبه های تصمیم گیری در سیاست خارجی ایران و چارچوب نظری ارائه نشده است بلکه حتی بایستی با برجسته نمودن یک نظریه از نظریه های مذکور در ابتدای مقاله بر اساس آن مطالب را به پیش برده و به اصطلاح نظریه را در باب مسائل مطرح شده کاربردی کرد.
نقد دوم در زمینه ی نوآوری مقاله است. اساسا هر مقاله ای که نگاشته می شود عمدتا نوآوری آن نسبت به مقاله های پیشین با همان موضوع بایستی مشخص شود. به عبارتی هزاران منبع در مورد ساختار تصمیم گیری در سیاست خارجی ایران نوشته شده است و در دسترس نیز می باشد و دوباره آوردن آن مباحث توصیف صرف محسوب می شود. همچنین به نظر می رسد نوآوری مقاله در زمینه ی چارچوب نظری مورد نظر نگارنده باشد که آن هم همانظور که به آن اشاره شد هیچ گونه کاربردی کردن نظریه ای در مباحث مقاله دیده نمی شود. با این حال ضعف این نهادها و نیز عوامل منفی و مثبت اینگونه ساختار تصمیم گیری نیز نیامده است که در قالب نوآوری قرار گیرد.
نقد سوم در زمینه ی به کار بردن برخی جملات خاص است که یا برای خواننده ابهام ایجاد می کند و منظور کاملا مشخص نیست و یا اینکه با واقعیت های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران سازگار نیست. از جمله:
1- طبیعت عمومی ساختار قدرت در ایران روشن و مانند اکثر کشورهاست! اولا نگاه ایران به عنصر قدرت یک نگاه ارزشی است، بر خلاف اکثر کشورها که نگاه انتقادی نسبت به آن دارند و آن را به عنوان شری می دانند که حقوق آن ها را سلب می کند.ثانیا ساختار قدرت در ایران به دنبال منافع سیاسی و ژئوپلیتیک بیش از منافع اقتصادی است و بیش از آنکه نگاه درون مرزی و نیز رفاه داخلی داشته باشد به عبارتی در اولویت آن باشد نگاه برون مرزی در چارچوب اصول سیاست خارجی خود یعنی حمایت از مستضعفان و صدور انقلاب و ... دارد بر خلاف اکثر کشورها که اولویت اول آن ها اقتصاد و رفاه داخلی است.
2- فلسفه ی حکومت در ایران با سایر کشورها مشترک است! به نظر بنده آوردن این جمله در ذیل بحث ساختار سیاسی اشتباه است، چرا که اگر منظور نگارنده مقاله از فلسفه ی حکومت ساختار حکومتی باشد یعنی به عبارتی منظور ایشان سلسله مراتب حکومتی باشد فرق دارد با اینکه منظور ایشان از فلسفه ی حکومت نوع حکومت یا همان حکومت برگرفته از چه اصولی باشد.
اگر منظور ساختار حکومت است باید گفت درست است که ساختار حکومتی در ایران بر اساس اصل تفکیک قوا و به صورت سلسله مراتبی است اما در ایران استثنایی هم هست و آن هم اینکه ولایت فقیه و رهبر در راس تصمیم گیری های مهم سیاست خارجی می باشد و سایر نهادها در طول قدرت ایشان هستند.
اگر منظور هم نوع حکومت است که حکومت ایران در راس اصول آن اسلام قرار می گیرد به عبارتی در سلسله مراتب بها دادن به اصول خدا در راس قرار دارد و در مرتبه های دیگر انسان و ... اما در اکثر کشورها انسان و رفاه آن در راس هرم قرار می گیرد«اومانیسم» به عبارتی حکومت در ایران بیشتر به تئوکراسی نزدیک است تا دموکراسی و نیز به دنبال تعالی و کمال انسان است نه رفاه مادی و اقتصادی که اولویت اکثر کشورهای دیگر است.
3- سیاست خارجی ایران، صحنه ی برخورد و تعامل واقع گرایی و آرمانگرایی است! در اینجا ابتدا لازم به ذکر است که اصول سیاست خارجی ایران بیشتر نمایانگر جنبه های آرمانگرایانه است، به عبارتی بیشتر نمایانگر آنچه که باید باشد است تا آنچه که هست.در جمله ی مذکور برخورد میان آرمان گرایی و واقع گرایی درست است چرا که جهت گیری دولت های مختلف در ایران در برهه های زمانی مختلف متفاوت است البته در تاکتیک ها که برخی نمایانگر آرمانگرایی و برخی نمایانگر واقع گرایی و حتی گاهی در مقابل هم قرار میگیرند. از همان زمان شکل گیری انقلاب اسلامی در سال 1357 تا نگارش این مقاله، سیاست خارجی ایران با شیفت هایی همراه بوده است که برخی رفتاری آرمانگرا و برخی رفتاری واقع گرا داشته اند با توجه به مقتضیات داخلی و منطقه ای و بین المللی. اما در مورد تعامل واقع گرایی و آرمانگرایی هیچ گونه نمونه ای در سیاست خارجی ایران در دوره های متفاوت مشاهده نمی شود و نیاوردن مثال در این زمینه ضعف این جمله در مقاله را دو چندان کرده است. به نظر بنده به جای این جمله اگر آورده می شد که سیاست خارجی ایران بیشتر نمایانگر تعامل میان جریان اصلی و میانه است است بهتر بود.
در پایان نقد دیگری البته با تاکید کمتری بر گستردگی و حجم مطالب نگاشته شده دارم که سبب خستگی خواننده می شود و ارزش مقاله را نزد او پایین می آورد. همچنین در جاهایی از مقاله از دوباره گویی پرهیز نشده است و برخی جملات چند بار تکرار شده اند.
با تشکر