سنت گرایی و تجدد ستیزی در ایران

از

دکتر حسین بشیریه

استاد دکتر اطهری

محمد ناصر طاهری زاده

کارشناسی ارشد علوم سیاسی

نیمسال اول 95-94

در نقد و ارزیابی نظریات دکتر بشیریه باید به این نکته توجه نمود که اگر چه در جنبش هایی که به نوعی بر علیه مدرنیسم و تجدد در دوره معاصر که بعضا دارای ویژگی هایی مشترک همچون نظارت همه جانبه بر شیوه خصوصی ، تأکید بر اهمیت و اصالت خانواده، حمله به سنت روشنفکری مدرن و... را می توان ذکر کرد اما نباید این تصور را نمود که صرف دستیابی چند از این جنبش ها به نتایجی از قبیل مبارزه با تجدد و نفی آن را نقطه مشترک همه این حرکت ها به شمار آوریم که در این صورت باید یک نتیجه گریز ناپذیر برای حرکت هایی که اصولا توسط برخی مصلحان نواندیش دینی و تلاش برای ارائه جهان بینی جدید و تعریفی نو از انسان که با کمک از قرآن و سنت دینی که از ائمه اطهار گرفته شده است ؛ و نمونه بارز آن در انقلاب اسلامی ایران ظهور و بروز کرد را یکی بشماریم که در این صورت تکرار تاریخ صحیح خواهد بود اما در نتایج این جنبش ها و انقلابها ما نتیجه های متفاوتی میبینیم.پس ابتدا باید این تلاشها و جنبش ها را به صورت مجزا از هم تفسیر و ارائه نمود.در بحث زمینه های تاریخی هم باید به این نکته توجه نمود که در حقیقت به دلیل عدم درک مناسب از وضعیت جامعه ایران از زمانی که تلاشهای اولیه که توسط افراد حکومتی هچون عباس میرزا و... که نوعی رفرم از بالا به پایین بود که نتیجه آن عدم موفقیت و عمق کم اصلاحات بود و بعضا که با رودرویی با غرب در جنگها و یا مسافرت هایی که به ممالک فرنگی صورت میگرفت به نوعی با جامعه و مردم ایران ناآشنا و غیر قابل فهم بوده است که این دلیل همانا باعث شکل نگرفتن این تصور و ذهنیت تاریخی از تجدد و مدرن شدن که لزوما به صورت غربی شدن نیست در مردم و جامعه ایران شکل بگیرد.

زمینه های اجتماعی سنت گرایی را نباید به این صورت تصور کرد که به دلیل از دست دادن منافع برخی از لایه ها و افراد که در صورن مدرن شدن ایران صورت میگرفت دلیلی بر تجدد ستیزی عنوان نمود چرا که در عالم واقع همان تلاشهایی که بعد از مشروطه و دوره پهلوی ها صورت گرفت علاوه بر اینکه به نتایج خود نرسیدند بلکه قشر وسیعی را در برنمیگرفت یعنی توده مردم که مخاطب اصلی این اصلاحات بوده اند به منافع خود نرسیدند که همانا دلیلی بر مقاومت در برابر مظاهر تجدد بوده است ؛ دلیل اینکه مظاهر تجدد عنوان شد به این دلیل است که اصولا در ایران تنها به ظاهر تجدد توجه شد و اصول اصلی که همانا صنعتی شدن , تولید انبوه , ایجاد طبقه متوسط , افزایش سطح سواد و ... هیچوقت به عنوان محرکه های اصلی برا تجدد مورد توجه قرار نگرفت و این عدم توجه باعث مقابله و گریز از تجدد و پناه به سنت که تصور رهایی از ظلم و حل مشکلات را در آن میدیدند شود.در ارزیابی دلیل روانی تجدد ستیزی باید این نکته را مورد توجه قرار داد که اولین اصلاحات هم که تجلی آن در عصر مشروطه بود به نوعی تلاش برای سازگاری تجدد و سنت با هم بوده است که توسط نائینی و برخی دیگر از علما صورت گرفت ؛ که همانا خواسته قشر عظیم مردم و طبقه ای بود که مخاطب و پذیرای تغییرات بودند و عواملی همچون آنومی , سرگشتگی و ... را عوامل پایین دست شمرد چرا که هنوز هم تجدد و مدرنیزاسیون به صورت کامل و همه گیر که دارای اصول مشخص میباشد در جامعه ایران صورت نگرفته است که ما عامل روانی و عدم توانایی تعریف و تطبیق فرد در این جامعه مدرن شده را فرضی بر تجدد ستیزی و سنت گرایی به شمار آوریم.