مدرنیته
موضوع :
نقدی بر سنت گرایی تجدد ستیزی در ایران
استاد : دکتر اطهری
نگارنده : محمد زنگنه
دانشجوی کارشناسی ارشناسی ارشد علوم سیاسی
پايیز 1394
با سلام خدمت استاد گرامی جناب آقای دکتر اطهری
به استحضار می رساند اینجانب با مطالعه جزوه مذکور ابتداء سعی می شود بطور خلاصه چند سطری از فهم مسئله در خصوص جزوه مذکور بیان سپس تقریری نقد گونه بر مفاهیم آن را با استفاده از گفتارها و کلام بزرگان علم صورت گیرد .
در بخش هایی از جزوه ، مؤلف وضعیت ایران را به لحاظ اجتماعی ،روانی و تاریخی مورد بحث قرار داده و علل عقب ماندگی ایران را از تجدد ناشی از تسلط اقتدارگرایان سنت گرای مذهبی قلمداد نموده است و اساساً رویکرد تجددگرایی را از منظر غربی نگریسته و به شکل تلویحی شرط رسیدن به تجدد را ترویج و گسترش سکولاریسم در کشور دانسته است البته در صفحه 113 بند اول بسیار کوتاه و گذارا اشاره نموده که : « سنتگرایی تجدد ستیز در اشکال مختلف خود با تجدد به عنوان مجموعه ای از ابزارها و امکانات لزوما ، مخالفت نمی ورزد بلکه حتی از ابعاد عینی بهره برداری می کند لیکن نظام فرهنگی مرتبط با آن یعنی ابعاد ذهنی و فکری تجدد را نفی می نماید » و یا در همان صفحه اشاره نموده که « سنتگرایی تجدد ستیز پدیده پیچیده ای است که با روانشناسی انسان سنتی گرفتار در گیرودار جامعه مدرن پیوندی عمیق دارد . واکنش خشم آلود انسانها ،گروهها،طبقات و حتی تمدنهایی است که از تجدد آسیب دیده اند و گرفتار سرگشتگی و بی هنجاری شده اند ».
- بنابراین به طور خلاصه مى توان گفت که مدرنیته، یا تجدد؛ یعنى «شیوه زندگى جدید و امروزى به عبارتى مشخص تر مى توان گفت: مدرنیته، یا تجدد عبارت است از مجموعه اوصاف و ویژگى هاى تمدن جدید که در طى چند قرن اخیر در اروپا و امریکاى شمالى ظهور کرده است ». پس باید توجه کرد که مفاهیمى از قبیل جهان جدید، تمدن جدید، تمدن مدرن یا انسانى مدرن و... همگى با مفهوم مدرنیته در ارتباط تام هستند شناخت مدرنیته، عناصر و مؤلفه هاى آن در واقع مساوى است با شناخت تحولات و چرخش هاى فکرى، اجتماعى، فرهنگى، سیاسى و... که در قرون اخیر اتفاق افتاده است. گئورگ زیمل فیلسوف و جامعه شناس آلمانى نیز در یک تعریف، مدرنیته را «شکل عینیت یافته و مجسم شده فرهنگ مدرن » مى داند. به عقیده وى اوج عینیت و تجسم فرهنگ مدرن در پول و با پول است.
مدرنیته همواره خود را در ستیز و چالش با کهنگى، کهنه پرستى، رکود، عقب افتادگى، توسعه نیافتگى و نیز در ستیز با هر گونه قدمت و سنت قرار مى دهد و در واقع کشش و تمایل آن به سوى آینده است. حال باید دید با توجه به ویژگیهای منحصر به فردش قطعاً سنتگرایان با اینگونه تجددگرایی که کلیه ساختارهای کهنه را ویران و مبادرت به نوسازی مجدد ساختارهای سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی می کند به مبارزه برخواهد خواست اما لازم است در مقدمه ورود به بحث ابتداء سؤالات ذیل قابل طرح است : میزان فهم و آشنایی مؤلف با مبانی اسلام چقدر است ؟ - از دید مؤلف آیا تجددگرایی به معنای پیشرفت در همه سطوح زندگی محسوب می شود ؟ یا صرفاً در بخش های فرهنگی مد نظر ایشان بوده است ؟
- اساساً چرا مؤلف تصور می کند که کشورهای سنتگرا با تمسک به تجدد آنهم از نوع غربی می توانند به توسعه همه جانبه نائل آیند ؟
- آیا فرهنگ سنتی و ملی هرکشور فاقد تضاد دیالکتیکی است و قادر به تجدد از نوع بومی آن نیست؟
- آیا مصادیقی وجود دارد که کشور یا کشورهایی با تکیه بر تمدن و فرهنگ سنتی گوی سبقت را از سایر کشورهای متجدد و توسعه یافته برباید ؟
- وضعیت کشورهایی که تجدد از نوع غرب را در پیش گرفته اند چگونه است؟
- راه حل واقعی و علاج درد بی درمان هواخوهان تجدد گرایی از نوع غربی چیست ؟
- چرا اسلام در معارفه خود ، اعلام نموده است که دینی جهانی است و استیلای آن در سراسر جهان حتمی و قطعی خواهد بود ؟
- ثمره تجدد و تجدد خواهی چیست ؟
مدرنیزم عبارت است از اصول و جهان بینی ای که انسان متجدد دارای آن اصول و جهان بینی است و دارای ویژگیها و خصلت هایی است . که مجموعه این ویژگی مؤلفه های جهان بینانه انسان متجدد را می سازند. به عبارت دیگر طرز نگرش انسان متجدد به عالم و آدم، خدا، خودش، انسان های دیگر، طبیعت، زندگی این جهان، عالم معرفت و عالم عمل، مدرنیزم را می سازد.
شاخص های تجدد عبارتند از :
تغییر جهان و عالم بیرون .
امانیسم یا انسان محوری.
فردگرایی بر مبنای نظریات فلسفه کانت .
عاطفه گرایی .
خردگرایی.
لذا با توجه به شاخص های فوق می توان تصور نمود که غایت انسان غربی صرفاً انسان محوری و لذت محوری و رسیدن به حداکثر سود و فایده می باشد و دیگر جایی برای افکار ناب انسانی باقی نمی گذارد و اصولاً مجال تفکر به سوی اهداف عالیه نمی دهد و انجا که مفاهیمی چون ایثار ، فداکاری و نوعدوستی مطرح می گردد در تفکرات انسان غربی جایی ندارد بنابراین :
1 – نگاه اسلام بر تمامی جوانب خلقت بشر است و صرفاً به یک بعد از ابعاد انسان توجه ندارد در صورتی که مدرنیزم صرفاً انسان محوری صرف بوده و هرآنچه که دارای سود و فایده و رضایتمندی باشد ملاک آن خواهد بود . از طرف دیگر اسلام به عنوان یک سیستم جامع که به کلیه زوایای بشر و نیازمندیهای آن واقف و آگاه است دارای باید ها و نبایدهایی است که راه سعادت و نیک بختی را عمل به آنها می داند و عدم توجه به آنها سقوط انسان به عنوان خلیفه اللهی حتمی است چنانچه مشاهده میشود غرب با عدم توجه به قوانین الهی و رسیدن به تجدد دچار چه سرنوشت شومی شده است .
2 – با استناد به آیات و روایات اسلامی می توان استدلال نمود که اسلام دینی است که تجدد طلبی را به پیروان خود و طریقه حصول به آن را آموزش داده است که می توان به آیه أَعِدُّوا لَهُم مَّا استَطعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَ مِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكمْ وَ ءَاخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ مَا تُنفِقُوا مِن شىْءٍ فى سبِيلِ اللَّهِ يُوَف إِلَيْكُمْ وَ أَنتُمْ لا تُظلَمُونَ(60) در برابر آنها (دشمنان ) آنچه توانائى داريد از نيرو آماده سازيد (و همچنين ) اسبهاى ورزيده (براى ميدان نبرد) تا به وسيله آن دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد و (همچنين ) گروه ديگرى غير از اينها را كه شما نمى شناسيد و خدا مى شناسد و هر چه در راه خدا انفاق کنید به شما باز گردانده مى شود و به شما ستم نخواهد شد.
بر مبنای این آیه باید گفت که یکی از مظاهر تجدد مجهز شدن به آخرین فن آوریها و تکنولوژیای مدرن جهت دفاع از دین و فرهنگ الهی که همان هدف خداوند محسوب است می باشد. باید گفت سنت و سنتگرایی به هیچ وجه مخالف تجدد و تجددگرایی به معنای واقعی کلمه نیست لیکن تفاوت ها در نوع برداشت می باشد تجدد از نوع غربی یعنی علاوه بر داشتن مدرنترین امکانات مادی غرق شدن در حداکثر خلق و خوی حیوانیت بدون هیچگونه مانع که نتایج آن عبارتند از فساد، فحشا، دزدی، ریا، پارتی بازی و تبعیض، اعتیاد به مواد مخدر، گرانی مسكن، ازدیاد بیكاری، افزایش قیمت كالاهای روزمره و مورد احتیاج، كمبود بهداشت و تامین اجتماعی، ترقی مالیات و عوارض، ترافیك، آلودگی محیط زیست، افول خدمات اجتماعی، گرانی، كمبود و گرانی شهریه دانشگاه ها، نا امنی در اماكن عمومی، خشونت و بی احترامی بین مردم، گسیختگی خانواده، دخالت دولت در امور خصوصی افراد، افزایش قتل و تجاوز در شهرها، فقر و ناامیدی نسبت به آینده، مشكلات مهاجران و بیگانگان و...
اما تجدد از نوع اسلامی آن عبارتند از : داشتن توان بالفعل و بالقوه دفاع در برابر دشمن، افزایش سطح آگاهی مردم ، افزیش سطح بهداشت عمومی ، ریشه کنی فقر عمومی ، ارتقاء کیفی سطح زندگی ،گسترش صلح و دوستی در جامعه و جهان ، ایجاد امنیت در ابعاد مختلف سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی ، گسترش فرهنگ سالم در جامعه ، ایجاد فضای سالم جهت همکاری مردان و زنان در مجامع عمومی ، آزادی فکر و اندیشه .
3 - گسست از سنت اقتدار و طرحی برای تاسیس نظم جدید بر بنیاد آموزه های دین، ویژگی عمده تجدد اسلامی در حوزه فکر سیاسی است، و هر پژوهنده تاریخ اندیشه در تمدن اسلامی، چنین تجدید بنایی را در سیمای نظام «جمهوری اسلامی » چونان نتیجه پیکار الهی - سیاسی امام خمینی (ره) ملاحظه میکند نخستین ویژگی تجربه تجدد، طرح «آزادی » و مشخصه اقتدار گریز آن است. آزادی چیزی است که در ذات خود، بعضا ملازم با نقد گذشته است. می توان گفت که وجه غالب مفهوم آزادی، جهت گیری آن به سمت آینده است و چنان ساخته شده است که نفوذ عظیمی در دگرگونی سنت ها و سازماندهی مجدد آنها بر اساس الزامات حال و آینده دارد. بدین ترتیب، هرچند آزادی مغایر با مطلق سنت نیست، اما بازسازیهای گسترده ای نیز در همان سنت ها ایجاد می کند. لیکن آنچه در تجدد اسلامی ملحوظ است، بنیاد آزادی و بازاندیشی در سنت های گذشته، بر اساس اسلام و نصوص اسلامی است. امام خمینی(ره) یکی از مهمترین اهداف مبارزه خود را مبارزه برای آزادی معرفی می کند و می گوید; «زندگانی که در آن آزادی نباشد، زندگانی نیست. زندگانی که در آن استقلال نباشد... اینکه زندگانی نیست ». در عین حال اضافه می کند که;«اگر تمام آزادی ها را به ما بدهند و تمام استقلالها را بدهند و بخواهند قرآن را از ما بگیرند، ما نمی خواهیم ما بیزار هستیم از آزادی منهای قرآن، ما بیزار هستیم از استقلال منهای اسلام ».