باسمه تعالی

موضوع: خلاصه مبحث سنت گرایی و تجدد ستیزی در ایران

مربوط به درس سمینار مسائل کشورهای جهان سوم

دانشجو: عبداله تقی خا نی

 

سنت گرایی با فرایندهای اجتماعی ،فرهنگی بویژه فرایند نوسازی و گسترش سرمایه داری در تاریخ معاصر ایران مرتبط است و این بحث در کشورمان بویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی تسلط یافت و در حوزه های مختلف سیاسی، فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی  تاثیر گذاشت.

این جنبش ها حرکتی فکری - اجتماعی و سیاسی بوده و  برخی از این حرکت  به عنوان بنیادگرایی اسلامی سخن می گویند که در واکنش به جهان مدرن و مدرنیسم ظاهر می شوند و در پی محافظت از نهادها و اندیشه هایی هستند که در دنیای جدید در معرض خطر و تهدید قرار دارند. دور نمای آن محافظه کاری وحشت آور و هراس آمیز است. سنت گرایی موج فکری در مقابل روشنگری اروپایی و ضدیت با شیوه های دموکراتیک است، به جامعه بسته اعتقاد داشته و در حقیقت عارضه جهان نو و تجدد به حساب می آیدکه جامعه را بر اساس ارزشهای فرهنگی خودش تعریف می کند.از ابعاد عینی تجدد بهره برداری می کند ولی ابعاد ذهنی و فکری سنت گرایی تجدد را نفی می کند.سنت گرایی تجدد ستیز پدیده مدرن در واکنش به تجدد است. در کل جنبش های سنت گرایی تجدد ستیز حامی انضباط اجتماعی،ضدیت با عقل به شیوه های رمانتیکی،مطلق گرایی ارزشی،حصر فرهنگی ،نخبه گرایی و اقتدارطلبی هستد.از آزادی مدرن به دامان امنیت سنتی می روند. در مورد ایران سنت گرایی تجدد ستیز خصلت مذهبی آشکار داشت.

زمینه های تاریخی:

این ایدئولوژی به عنوان واکنشی در جنبش اصلاح و نوسازی از اواسط قرن نوزدهم شکل گرفت.

این جنبش امکان وقوع انقلاب دموکراتیک از پایین به بالا را به دلایلی از جمله :سنت استبداد شرقی – ضعف مالکیت خصوصی- ضعف طبقات اجتماعی - عدم پیدایش منازعات طبقات و تداوم ساختار سلطه سنتی نداشت. یعنی گروه های نوساز در کشورهایی با این ویژگی ها وجود نداشت و اصلاح از بالا به پایین صورت می گرفت . و تغییرات نیز در حوز های مختلف روبنایی بود شیوه تولید تحول پیدا نمی کرد.ودولت کم و بیش مطلقه،نوساز و اصلاطلب پدیدار می شد.

فرصت عمل برای سنت گرایی تجدد ستیز در مواقعی فراهم می شد که رژیم های نوساز و اصلاح طلب به دلایل مختلف دچار ضعف یا بحران می شدند.ایران طی قرن نوزدهم دارای نظام بوروکراتیک و زمینداری بود که با نفوذ تمدن غرب دچار تحول شده بود و با توجه به ویژگی استبدادی مانع تشکیل گروه های اجتماعی نیرومند مثل اشرافیت و بورژوازی می شد. در کل هیچگونه تضاد طبقاتی تا اواخر قرن 19 بوجود نیامد. در زمان قاجاریه نفوذ فکری غرب در ایران باعث پیدایش طبقه ای از روشنفکران شد که سر انجام در مقابل نفوذ فکری غرب و گرایش های نوسازی حکومت قاجار باعث مخالفت علما و تقویت موضع سیاسی آنان شد. انقلاب مشروطه نیز انقلابی شهری بود و زمینه درگیری و فعالیت سیاسی اکثریت عظیم مردم ایران را فراهم نیاورد. و فقط هدف آن ایجاد تغییراتی در ساختار قدرت سیاسی بود و نیروی نوساز عمده ای پدید نیاورد.

حکومت رضا شاه به عنوان نخستین شکل دولت مطلقه نوسازی درپی ایجاد دولت متمرکز به شیوه ای مدرن و ایجاد تحولاتی در حوزه اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی بود. ولی علی رغم تحولاتی که از حیث تمرکز سیاسی،اصلاحات فرهنگی، حقوقی،اداری و نظامی صورت گرفت در مناسبات و روابط تولیدی تغییری انجام نشد.با سقوط دولت مصدق دوران تازه ای از سلطه دولت مطلقه نوساز در تاریخ معاصر ایران آغاز شد.اقدامات گسترده دولت محمدرضا شاه از سال 1340 به بعد در جهت نوسازی اجتماعی و اقتصادی میزان قابل توجهی نارضایتی را در طبقات جدید و سنتی بوجود آورد. و چون در نتیجه این اصلاحات شئون اجتماعی قدیم استیلای فکری و موقعیت ممتاز قدیمی خود را از دست دادند و از طرفی نیز دولت مطلقه پهلوی به دولتی توتالیتر تبدیل نشد در نتیجه بقایای گروه و طبقات سنتی باقی ماند و با انقلاب 1357 زمینه برای تبلور سیاسی واکنش ضد مدرنیستی جامعه سنتی فراهم شد.و بعد از انقلاب نیز سنت گرایان اصول عقاید خود را کشف کردند و نوعی رادیکالیسم اجتماعی مقطعی بوجود آمد. درحالیکه همچنان سنت گرایی نیز در ادامه حیات خود بلامعارض نبود.

زمینه اجتماعی:

جنبش اجتماعی سنت گرایی تجدد ستیز واکنش سازمان یافته فرماسیون قدیم نسبت به فرماسیون در حال تکوین بوده است. به طور کلی سنت گرایی تجدد ستیز  در ایران از دو گرایش ایدئولوژیک تشکیل شده است:گرایش رادیکال و برابری خواهانه که بیانگر آرمان های خرده بورژوازی و طبقات پایین سنتی هستند. و دیگری گرایش محافظه کارانه، نخبه گرایانه و اشرافی مابی که جهان بینی طبقات بالای سنتی را بازتاب می دهد. پس از انقلاب تا سال 68 گرایش اول و پس از 68 گرایش دوم مسلط شد.پایگاه اجتماعی اصلی سنت گرایی را گروه هایی تشکیل می دادند که از لحاظ مادی یا روحی از فرایند نوسازی آسیب دیده اند و دچار نوعی جابجایی اجتماعی شده اند.آنچه سنت گرایی را به جنبش اجتماعی گسترده تبدیل کرده است توانایی آن در بسیج توده هایی بوده است که بواسطه نوسازی سریع و فرآیند شهری شدن مهاجرت و غیره در شهرها گرد آمده اند.

زمینه های روانی:

زمینه های روانی سنت گرایی تجدد ستیز را باید در احساس عدم امنیت و بی پناهی و فقدان همبستگی و پیوند اجتماعی توده ها در دنیای مدرن جستجو کرد.جهان در خود فروبسته سنت و مذهب به فرد آرامش و امنیت می دهد. ترس از جهان و جامعه نو،از آزادی و امکان انتخاب ،فردیت و تفرد و از گرایش عقلانی، خمیر مایه سنت گرایی تجدد ستیز را تشکیل می دهد.احساس ترس میلی نیرومند جستجوی قدرت را در فرد ایجاد می کند.مجموعه این شرایط به نوبه خود زمینه را برای ظهور جنبش های کاریزماتیک فراهم می کند.به طور کلی در مورد زمینه های روانی سنت گرایی تجدد ستیز در توده های اجتماعی ایران می توان به این دو زمینه اشاره کرد:یکی شیوه استبداد شرقی و پدر شاهی قدیم که افراد را در مقابل قدرت بی اعتماد و نا امن و در عین حال قدرت طلب به بار می آورد و دیگری عامل نوسازی اجتماعی که موجب تضعیف همبستگی اجتماعی قدیم و پیدایش احساس عدم امنیت و بی اتکایی به معنای جدید می شود.سنت گرایی تجدد ستیز در ایران با تاکیدی که بر قدرت اسلام و مقابله با قدرتهای غربی و ستیزه با مظاهر نامطلوب تجدد غرب گذاشته است پاسخگوی نیازهای روحی پیروان خود بوده است.

نظر اینجانب:

اولا دین اسلام ضمن تاکید بر حفظ آداب ، رسوم  و احکام انسان ساز، دینی است که خود بر پیشرفت همه جانبه انسان و جامعه بشری تاکید دارد.پس نمی توان بازگشت به سنت مردم ایران که رنگ و بوی دینی دارد را مانع پیشرفت کشور دانست مگر اینکه این سنت ها غیر منطقی و غیر عقلانی باشند.که در این صورت مورد پذیرش دین اسلام نیست . از طرفی نیز نمی توان گفت که کشور ایران در عصری که پیشرفت و تحول سریع جزئی از خصیصه های بارز آن است در مقابل تجددگرایی ایستادگی کرده و به طور کامل به سنت(درغالب تجدد ستیزی) روی آورده است چرا که پیشرفت های کشورمان در برخی زمینه ها خلاف این امر را نشان می دهد. پس نهایتا باید گفت که ملت و مردم ایران بایستی با پایبندی به اصول اخلاقی و انسان ساز اسلام (در غالب بحث سنت گرایی) تفکرات سنتی که مانعی در راه پیشرفت هستند را کنار زده و با تفکری عقلانی جنبه های خوب و مثبت تجدد که باعث پیشرفت کشور می شوند و به آداب و رسوم و سنت های خوب ما لطمه نمی زنند را پذیرا باشیم. 

 

پایان