مدرنیته
قیاسی بر توسعه ایران و ترکیه
استاد دکتر اطهری
محمد ناصر طاهری زاده
کارشناسی ارشد علوم سیاسی
نیمسال اول 95-94
در بررسی تاریخی تحولات سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی دو کشور ایران و ترکیه که به نحوی دارای تاریخ مشترک هستند اما با بعضی از تفاوت های عمده که بنحوی زیر بنا و محرکه توسعه و پیشرفت در یکی و عدم توسعه و پیشرفت در دیگری را میتوان برشمرد ؛ از جمله اینکه اگر چه در ابتدا با روی کار آمدن حزب جمهوری خواه خلق در ترکیه که با سیاست های سکولار خود در پی توسعه و رونق اقتصادی بود همزمان با این اتفاقات ما دیکتاتوری رضا شاه در ایران را شاهد هستیم که در ایران سعی نمود که از رهبر اصلاحات در ترکیه که آتاتورک بود به صورت گزینشی اقدام به تغییرات نماید یعنی اینکه در ایران ما دراین دوره اقدامات مهم و دارای جهت گیری مناسب برای توسعه نیستیم و سعی در القاء این نکته هستیم که با تغییرات جزیی هم چون کشف حجاب , گذاشتن کلاه پهلوی و ... که به نوعی از مظاهر تجدد هستند برای فریب استفاده شده است.
با شروع تلاشهای حکومت کنندگان در ایران برای تعامل و ارتباط با جهان که در عصر پهلوی که در پی اعمال سیاست های توسعه طلبانه از طریق همکاری های بین المللی هستیم اما با این وجود که کشور ترکیه به این مسیر بعد از ایران قدم نهاد اما در عمل ما شاهد این موضوع بودیم که موفقیت های ایران در تعامل و استفاده از ظرفیت های بین النللی نسیت به کشور ترکیه داری عمق و موفقیت کمتری بوده است که میتوان دلیل آنرا نگاه ابزاری توسط رضاه شاه و بعد ها محمد رضا شاه پهلوی برای به موفقیت رساندن سیاست های غیر مردمی انها توجیه کرد چرا که با شخصیتی دیکتاتوری و مستبدانه نمیتوان اصول اولیه توسعه همچون دموکراسی ازادی بیان و حق تعیین سرنوشت را که بدور از دخالت های حکومتی باید پیگیری شود را عملیاتی نمود.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران هم تلاش برای تغییر در الگوهای اقتصادی که بر عدالت و توزیع یکسان منابع در میان مردم را شاهد هستیم و نیز بخاطر حافظه تاریخی منفی از تعامل با جهان که در مقاطع مختلف اقدام به نضییع حق مردم ایران توسط قدرت های منطقه ای و جهانی صورت گرفته است باعث شد که در اصول و جهت گیری ها به مبارزه با هر گونه دخالت و دست اندازی به منافع ایران در سیاست های اعلامی و اعمالی صورت پذیرد؛اما با وجود اینکه در زمان های مختلف کشور ترکیه از دخالت های بیگانگان متضرر شده بود با تغییر در جهت گیری های خود در عرصه جهانی و منطقه ای و تعامل با جهان بدور از تعصبات در پی تامین منافع ملی حود باشند اما با این وجود نباید سیاسیت های دخالت بر دو کشور را به یک میزان و با تاثیر مساوی فرض نمود.
در پیگیری منافع باید به اصول حاکم که در قوانین و ارزشها که جهت دهی اصلی را در پیگیری در بیرون و داخل کشور ها شکل میدهد توجه نمود چرا که برای مثال در قانون اساسی ایران اصولی همچون نفی سبیل , عزت , استقلاال , حق تعیین سرنوشت ملت ها به خصوص ایران , حمایت از جنبش های رهایی بخش و... باعث شده است که بر نقش قدرت های خارجی در طول سالیان مختلف که باعث ایجاد این مطالبه به حق و اساسی شده است که باید منافع و خواسته ها را در راستای گذشته تاریخی و انسانی دنبال نمود.