نقد سیاست خارجی دولت موقت
نقد سیاست خارجی دولت موقت
معصوم نیا دانشگاه علامه
دولت موقت به ریاست مهدی بازرگان که اساسا دولتی میانه رو و شخص بازرگان،به عنوان شخصی ملی مذهبی شناخته میشود،درابتدای پیروزی انقلاب بااجماع اکثریت نخبگان سیاسی روی کارآمد ، که پس از مدت کوتاهی با شکست های سیاسی در درون و سیاست خارجی ناموفق در بیرون ،با استعفای شخص بازرگان ، به پایان رسید.
درآنالیز علل عدم کامیابی این دولت در آن برهه میتوان نکاتی را یافت که نباید از آن ها غافل شد.
-عدم توجه و اقبال شخص مهدی بازرگان در همراهی توده ها و به کارگیری نیروهای انقلابی.میتوان به نوعی این گونه برداشت کرد که فضای انقلابی و هیجان زده ی آن دوره،بیشتر از یک نخبه ی سیاسی نخبه گرا،نیاز به رییس جمهوری پوپولیست و توده گرا داشت.شخصیت بازرگان از این جهت مورد علاقه ی عموم نیروهای انقلابی نبود و این مساله خود موجبات عدم وابستگی و تعلق خاطر توده ها به دولت موقت را فراهم میساخت.
-سیاست دوسویه و نامتوازن مهدی بازرگان و نیروهای داخلی در قبال ایالات متحده:
همانگونه که همواره در نقد دولت بازرگان مطرح میشود،عدم هماهنگی شخص بازرگان و دولت موقت با نیروهای انقلابی و پرنفوذ سیاسی در قبال ایالات متحده است.جهت گیری مهدی بازرگان به سمت ایالات متحدده و ارتباط گیری دولت وی با این کشور که نزد نیروهای انقلابی از وجهه ی مطلوبی برخوردار نبود،موجبات نارضایتی هرچه بیشتر در داخل را از دولت بازرگان فراهم کرد.
اوج این تناقض وناهماهنگی در اشغال سفارت ایالات متحده توسط دانشجویان انقلابی بود که دل چندان خوشی نیز از بازرگان نداشتند.
میتوان گفت مهم ترین دلیل استعفا و عدم محبوبیت دولت بازرگان،رفتار حدوسط و میانه رو در میان نیروهای افراطی و احساساتی در آن برهه بود که موجب شکست سیاست این دولت شد