باسمه تعالی

خلاصه مبحث قیاسی بر توسعه ایران و ترکیه

مربوط به درس سمینار مسائل کشورهای جهان سوم

دانشجو: عبداله تقی خانی

ترکیه

روند تحولات سیاسی اقتصادی در کشور ترکیه در قرن بیستم

1-    دوره نفوذ احزاب چپ – میانه از جمله حزب جمهوری خواه خلق که با روی کار آمدن مصطفی کمال (آتاتورک) شروع شد. وی پایه گذار جامعه سکولار با نگرش چپ اقتصادی گردید. این حزب ترکیه را تا اوایل دهه 1980 اداره و نفوذ خود را تا سال 1995 حفظ نمود.

2-    دوره نفوذ احزاب راست میانه که با روی کار آمدن حزب مام میهن توسط تورگوت اوزال در سال 1983 شروع شد.که در این دوره اعتقاد به سکولاریزم ادامه یافت و اقتصاد ترکیه از نگرش چپ فاصله گرفت و با روند جهانی شدن همراه گردید . و تغییر جهت جدی در اقتصاد ترکیه ایجاد و مکانیزم اقتصاد بازار آزاد پایه گذاری شد.

3-    دوره رویکرد اسلامی که احزاب رفاه، فضیلت و نهایتا  حزب عدالت و توسعه اداره کشور را از سال 2002 در دست گرفت که نظامی متشکل از سکولاریزم،اقتصاد آزاد با حفظ رویکرد اسلامی بوجود آمد .

 

تحولات ایران

4-    اولین دوره حکومت پهلوی که مصادف با آغاز دوره آتاتورک در ترکیه بود. و تا زمان انقلاب اسلامی ادامه یافت و گرایش به حکومت سکولار(تقلید از ترکیه)و اقتصاد بازار آزاد بود.در دوره رضا شاه ایران گرایش به سمت کشور آلمان داشت و نگرش سکولاری در ایران تقلیدی بود ولی از دموکراسی خبری نبود(برخلاف ترکیه) و حضور احزاب جنبه ظاهری داشت و مبانی دموکراسی ضعیف بود.

5-    در دوره محمدرضا شاه اقتصاد ایران به سمت آزاد سازی رفت و به سمت آمریکا و اروپا گرایش پیدا کرد.مکانیزم اقتصاد بازار بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت و با گرایش های چپ مبارزه سازمان یافته ای شکل گرفت.ودر دهه 50 جهت گیری به طرف سکولاریزم پر رنگ شد.                                                                                                                    2- در نتیجه انقلاب اسلامی در ایران حکومت اسلامی حکمفرما گردید.نگرش چپ بر اقتصاد ایران حاکم شد. و سعی شد روابط اقتصادی بر اساس ضوابط اسلامی سازمان یابد.

 

مقایسه تحولات در ایران و ترکیه با تحولات و شرایط اقتصادی – سیاسی دوران بعد از جنگ جهانی اول تا به امروز

 

1- از اواخر جنگ جهانی اول تا پایان جنگ جهانی  دوم  تمرکز اقتصادی در جهان گسترش یافت. در سایه تاسیس اتحاد جماهیر شوری اقتصاد اروپا و آمریکا نیز به تمرکز گرایی کشیده شد.                                                                                       2- دوران پس از جنگ جهانی دوم اقتصاد جهانی به منظور جبران  زیان های  دوره تمرکز گرایی بین دو جنگ رو به آزاد سازی گذاشت .                                                                                                                                                 3- دوره بعد از زمان فروپاشی اتحاد جماهیرشوروی درسال 1991 شروع شد که روند آزاد سازی اقتصاد در جهان سرعت  فوق العاده ای گرفت و فرایند جهانی شدن اقتصاد بوجود آمد.     

در دوره تمرکز گرایی در اروپا، احزاب چپ در ترکیه که مخالف اتحاد جماهیر شوروی بودند حکومت را در دست داشتند. ولی در ایران حکومت سلطنتی به مبارزه با گرایش چپ می پرداخت.

پس از جنگ جهانی دوم ایران مکانیزم بازار را کم و بیش مورد توجه قرار داد و در راستای تحولات جهانی در جهت اعتنای بیشتر به مکانیزم بازار حرکت کرد.در حالیکه در ترکیه هنوز نگرش چپ اقتصادی حاکم بود.

تحولات عمده در دو کشور ایران و ترکیه از اوایل دهه 1980 شروع شد.در ایران با انقلاب اسلامی نظامی با ارزشهای اسلامی در کشور حاکم شد.و جهت گیری اقتصادی در راستای گسترش مبانی چپ قرار گرفت. و اقتصاد دولتی تر شد و نگرش نامناسب و نیز جنگ بر رشد اقتصادی کشور تاثیر معکوس گذاشت و عملکرد مکانیزم بازار به حداقل رسید.در حالیکه ترکیه در همین زمان اقتصاد آزاد را پایه ریزی کرد.

انقلاب اسلامی ایران تاثیر خود را بر ترکیه گذاشت و نفوذ احزاب اسلامی در ترکیه از اواخر 1990 رو به افزایش گذارد.ولی حکومت ترکیه با گرایش اسلامی به نظام اقتصاد آزاد وفادار ماند ولی اقتصاد ایران هنوز هم دولتی است. از طرفی نیز ایران در ارتباط با غرب دچار نوعی بد بینی است در حالیکه ترکیه با پذیرش شرایط حاکم بر جهان وجه ناخوشایند حافظه تاریخی خود را به فراموشی سپرد و راه تعامل مثبت با غرب را در دستور کار خود قرار داده است.

نظر اینجانب در مورد بحث:       

به نظر اینجانب تمامی کشورهایی که در چند دهه اخیر در سرتاسردنیا به هر دلیلی نتوانسته اند هم گام و همزمان با کشورهای توسعه یافته و مترقی به توسعه دست یابند ولی بعد از گذشت مدتی با استفاده تجارب کشورهای پیشرفته و اتخاذ سیاست های مناسب توانسته اند فاصله خود را از لحاظ توسعه یافتگی از جمله در بحث اقتصاد بسیار کم نمایند،جمهوری اسلامی ایران نیز می تواند ضمن حفظ استقلال سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی خود و از طرفی سعی در برطرف کردن موانع و ذهنیت های منفی و تاریخی نسبت به کشورهای غربی،از برنامه ها و سیاست های اقتصادی این کشورها بویژه در بحث اقتصاد باز،بازارآزاد و توجه به بحث خصوصی سازی و کوچک کردن اقتصاد دولتی،الگو برداری کند تا بتواند در راه توسعه و پیشرفت قدم های بزرگ تر و شتابان تری بردارد تا اینکه  فاصله خود را با این کشورهای کمتر کرده و از مزایای آن نیز   بهره مند شود.                                                      

        

پایان