ایران و ترکیه

 

پرواز استراتژیک برای رئیس جمهور ایران
نویسنده : آرزو ديلمقانى
رئیس جمهور ایران به دعوت همتای ترک خود، عبدالله گل به ترکیه سفر خواهد کرد. سفر آقای احمدی نژاد می تواند هم از لحاظ اقتصادی و هم از لحاظ سیاسی برای هر دو کشور سودمند باشد.
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران به دعوت همتای ترک خود، عبدالله گل به ترکیه سفر خواهد کرد. سفر آقای احمدی نژاد می تواند هم از لحاظ اقتصادی و هم از لحاظ سیاسی برای هر دو کشور سودمند باشد. 
 
اهداف محمود احمدی نژاد از این سفر را می توان به سه بخش تقسیم کرد.  
1- افزایش مبادلات انرژی بین ایران و ترکیه.
2- همکاری با ترکیه برای مقابله با حزب کارگران کرد و مذاکره درخصوص حزب پژاک و فعالیت های آنان در شمال عراق و مرزهای ایران.
3- افزایش همکاری های سیاسی با ترکیه برای ایجاد پلی ارتباطی بین ایران و دنیای غرب برای بهبود رابطه ای که طی سه سال اخیر رو به سردی نهاده است.
 
پیش از آنکه به بررسی این سه موضوع بپردازیم، ابتدا پیشینه ای از روابط دو همسایه را به طور خلاصه مرور می کنیم.
 
روابط ایران و ترکیه پیش از قرن بیستم بیشتر رابطه ای رقابتی بین دو امپراطور بزرگ جهان برای به دست آوردن حاکمیت دنیای اسلام به شمار می رفت. پس از جنگ جهانی اول و استقرار جمهوری در ترکیه در سال 1923 و روی کار آمدن حکومت پهلوی در ایران در سال 1924 این روابط تغییر کرد. ترکیه و ایران که در آن دوره سعی می کردند پایه های یک حکومت مدرن و غربی را استحکام بخشند و در مقابل قدرت بزرگی همچون اتحادیه جماهیر شوروی ایستادگی کنند روابط خوب و محکمی را با یکدیگر پایه گذاری کرده بودند.
 
این روابط پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 نیز به روند خود ادامه داد و بلند اجویت، نخست وزیر وقت ترکیه، با به رسمیت شناختن جمهوری اسلامی بلافاصله پس از انقلا ب اظهار امیدواری کرد که دو کشور بتوانند روابط خود را گسترش دهند.
روابط ایران و ترکیه از آن تاریخ هرچند فراز و نشیب هایی را در پی داشته است اما از این روابط می توان به عنوان یک رابطه متعادل بین دوهمسایه نام برد.
 
مبادلات انرژی بین ایران و ترکیه
نیاز ترکیه به گاز طبیعی و نفت باعث شده تا این کشور بازار خوبی برای ایران به شمار آید و مسائل اقتصادی بخصوص صادرات انرژی از سوی ایران به ترکیه روابط این دو کشور را مستحکم کند.
ترکیه و ایران در مرداد ماه سال جاری تفاهمنامه ای را امضا کردند که بر اساس آن ایران بخشی از گاز خود را از طریق ترکیه به اروپا صادر کند و ترکیه نیز در اجرای طرح توسعه میدان گازی پارس جنوبی مشارکت داشته باشد. دو کشور همچنین توافق کردند که گاز ترکمنستان از طریق خاک ایران به اروپا برسد.
 
در قبال صدور  اجازه ترانزیت سالانه 35 میلیارد متر مکعب گاز از طریق ترکیه به اروپا، ایران بدون برگزاری مناقصه، توسعه سه فاز 22،23 و 24 میدان گازی پارس جنوبی را به ترکیه واگذار کرد و قرار شد بیست درصد از گاز تولیدی فازهای 22 تا 24 به ترکیه فروخته شود.
 
ایران هم اکنون قرارداد صادرات 27 میلیون متر مکعب گاز را به ترکیه دارد و با تولید نهایی سه فاز یاد شده، 20 درصد به این میزان صادرات افزوده خواهد شد.
 
این قرار داد توسط شرکت ملی نفت ترکیه (تی.پی.ای.او ) به اجرا در خواهد آمد. این شرکت به منظور انجام فعالیت های اکتشاف، حفاری، تولید، پالایش و بازاریابی در سال 1954 تاسیس شده است و هم اکنون فعالیت های اکتشافی زیادی را در دریای سیاه انجام می دهد.
 
در همین راستا همزمان با سفر اخیر رییس جمهور ترکیه به ترکمنستان، وزیر انرژی ترکیه اعلام کرد طی این سفر دو کشور در مورد خط لوله ای مذاکره کرد که قرار است گاز ترکمنستان را از طریق خاک ایران به اروپا صادر کند. حلمی گولر، وزیر انرژی ترکیه، ظرفیت این خط لوله را سالیانه 16 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی اعلام کرد.
 چنین خط لوله ای که تفاهمنامه آن ابتدا بین ایران و ترکیه به امضا رسیده بود و سپس در دیدار عبدالله گل به ترکمنستان پیگیری شده بود، از سویی ترکیه را بسوی هدف تبدیل شدن به مرکز داد و سند انرژی بین آسیا و اروپا پیش می برد و از سوی دیگر در گامی به نفع ایران می کوشد تا ایران را از منزوی ماندن در صحنه داد و ستد کلان انرژی دور کند.
 
مقامات ایران و ترکیه در پی این تفاهمنامه اعلام کردند این همکاری راه را برای تامین منابع گازی پروژه مورد حمایت اتحادیه اروپا، خط لوله ناباکو، هموار خواهد کرد که هدف آن تنوع سازی منابع انرژی نسبت به گاز روسیه است. از آنجا که انتقال گاز روسیه از خاک همسایگان ترکیه به ترکیه و اروپا در سال های اخیر با مشکل رو به رو شده است، امضای چنین تفاهمنامه ای نه تنها به نفع ایران و ترکیه بلکه به نفع کشورهای اروپایی خواهد بود.
 
این تفاهمنامه سه و نیم میلیارد دلاری با انتقاد شدید آمریکا رو به رو شد اما مقامات ترک با اعلام اینکه قرار داد آنها و همکاری این کشور با ایران در زمینه انرژی با قوانین سازمان ملل علیه ایران مغایرت ندارد همکاریهای خود با ایران را دامنه دار توصیف کردند.
 
وزیر انرژی ترکیه، ماه گذشته پس از امضای توافقنامه در زمینه برق بین دو کشور اعلام کرد که کشورش به امضای توافقنامه ها با ایران از جمله گاز ادامه می دهد.
 
این توافقنامه با حضور حلمی گولر و پرویز فتاح، وزرای نیروی ترکیه و ایران، در آنکارابه امضا رسید- به مبلغ یک میلیارد و 500 میلیون دلار- برای ارتقای خطوط انتقال برق و ساخت خطوط جدید میان دو کشور به امضا رسید.
 
در کنفرانس خبری که پس از امضای این قرارداد برگزار شد حلمی گولر آمادگی کشورش را برای اینکه ایران شامل تحریم ها شود را اعلام کرد و گفت که در این مورد، منافع کشورمان از هر چیزی بالاتر است.
 
بر اساس این تفاهمنامه، آنکارا در نظر دارد 3 تا 6 میلیارد کیلووات ساعت برق از ایران وارد کند. سه نیروگاه مشترک حرارتی 2 هزار مگاواتی از سوی دو کشور راه اندازی خواهد شد که یکی از این نیروگاه ها در ترکیه و دو نیروگاه دیگر در ایران ساخته خواهد شد. طبق یکی از مفاد این توافقنامه، ترکیه در ایران یک نیروگاه 10 هزار مگاواتی آبی خواهد ساخت و خطوط انتقال برق بین دو کشور نیز تقویت خواهد شد. پیش بینی می شود تا سال آینده تقویت خطوط انتقال برق بین ایران و ترکیه به پایان برسد.
 
حجم مبادلات تجاری ایران و ترکیه بین هفت تا هشت میلیارد دلار تخمین زده می شود. وزیر انرژی ترکیه اعلام کرد حجم مبادلات در حال گسترش است و در آینده به رقم ده میلیارد دلار افزایش خواهد یافت.
 
در حال حاضر ایران از طریق دو خط انتقال برق، سالانه 250 مگاوات برق به ترکیه صادر می کند. این قرارداد در حالی امضا شد که آمریکا تمام تلاش خود را می کند تا بتواند دور سوم تحریم های ایران را در سازمان ملل به تصویب کند.
 
در سفر ماه اکتبر نیکولاس برنز،معاون وزیر امور خارجه آمریکا به آنکارا، وی با اشاره به تحریم های ایران از طرف آمریکا که در آن هر شرکتی که بیش از 20 میلیون دلار قرارداد با ایران داشته باشد شامل تحریم های آمریکا می شود اعلام کرد که تمام کشورها باید تمام تلاش خود را برای تحریم هر چه بیشتر ایران بکنند.
 
با توجه به این واقعیت که ترکیه بیش از 90 درصد از نیاز انرژی خود را وارد می کند و در این خصوص به شدت به ایران و روسیه وابسته است، رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه در تاریخ 20 سپتامبر سال جاری، اعلام کرد ترکیه وابسته به واردات از ایران و روسیه است و در خواست قطع واردات از هر کدام از این کشورها غیر قابل قبول است.
 
سفر محمود احمدی نژاد به ترکیه می تواند همکاری های دو جانبه ایران و ترکیه در خصوص انرژی را افزایش دهد. نتایج این سفر می تواند امضای چند قرارداد جدید برای افزایش این همکاری ها با کشور همسایه باشد تا نشان دهد ترکیه توجهی به تحریم های احتمالی علیه ایران ندارد.
 
ایران،  ترکیه و حزب کارگران کرد
کردهای استقلال طلب ترکیه، از سال 1984 تاکنون با ارتش ترکیه در جنگ هستند. ارتش ترکیه برای سرکوبی حزب کارگران کرد ( پ.ک.ک) در دو دهه گذشته به نبرد با آنها پرداخته که در جریان این مبارزات هزاران نفر از هر دو طرف کشته شده اند. با وجود آنکه کشورهای غربی و آمریکا از (پ.ک.ک) به عنوان یک نهاد تروریستی یاد کرده اند اما همچنان ترکیه را در میدان مبارزه با ( پ.ک.ک) تنها گذاشته اند.
برخی از منتقدان دولت ترکیه بر این باورند که ترکیه کردها را از کلیه حقوق ملی خود محروم کرده است. این در شرایطی است که بیش از 3/1 از مردم ترکیه را کردها تشکیل می دهند. مناطق کرد نشین در ترکیه از نظر اقتصادی از سایر نقاط این کشور محروم تر هستند. اما افزایش خشونت ها در مرزهای ترکیه و عراق سبب شده است تا ترکیه برای حمله نظامی به شمال عراق برای سرکوب ( پ.ک.ک) جامعه جهانی را به جبهه خود بکشاند.
 
هر چند هنوز ترکیه برای سرکوب (پ.ک.ک) وارد خاک ها عراق نشده است اما دولت رجب طیب اردوغان با یک بازی صحیح توانست از این موضوع به نفع استفاده کند.
 
بصورتی که اگر امروز ترکیه برای سرکوب این حزب ارتش خود را وارد خاک های عراق کند با مشکل بزرگی رو به رو نخواهد شد. اما ترکیه امروز این را به خوبی می داند که ورود به عراق برای مقابله با شورش های ( پ.ک.ک) شاید دشوار نباشد اما پایان دادن به این جنگ در شرایط کنونی عراق تنها ضربه مهلکی به بدنه دولت آقای اردوغان خواهد زد.
 
دولت آقای اردوغان، آمریکا، اروپا و کشورهای همسایه اش را متقاعد کرد که حمله به شمال عراق از حقوق ترکیه به شمار می رود.
 
در همین راستا علی باباجان، وزیر امور خارجه ترکیه، به تهران سفر کرد و در دیدار با منوچهر متکی همتای ایرانی خود و محمود احمدی نژاد شرایط ویژه ترکیه را به خوبی روشن ساخت.
 
هر چند ایران در همان زمان اعلام کرد که حمله به شمال عراق در شرایطی که این کشور روزهای بحرانی را پشت سر می گذارد گزینه مناسبی نخواهد بود اما گفت که از ترکیه حمایت خواهد کرد. حمایت ایران از ترکیه در شرایطی بود که هم پیمان قدرتمند ترکیه یعنی آمریکا با حمله ترکیه به شمال عراق مخالف بود.
 
ایران همچنین برای حمایت از همسایه خود در یک اقدام دیپلماتیک، پیش از آغاز اجلاس کشورهای همسایه عراق که در استانبول برگزار می شد حمایت خود از ترکیه را نشان داد.
 
این درحالی بود که منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران، همزمان با کاندلیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا، به آنکارا سفر کرد تا درست زمانیکه آمریکا مخالفت خود با هرگونه حمله نظامی ترکیه به شمال عراق را در گوش ترکیه زمزمه می کرد پیشنهادهای جایگزینی را به مقامات ترک اعلام کند.
 
در شرایطی که هنوز ترکیه حمله به شمال عراق را آغاز نکرده است این پرونده همچنان روز میز سیاست خارجی ترکیه باز است.
 
اگرچه حمله به شمال عراق گزینه مناسبی برای هیچ یک از طرفین ترک و عراقی نخواهد بود، ایران نیز نمی خواند در شرایطی که اشغالگران در این کشور حضور دارند این کشور از سوی نیروهای دیگر محاصره شود. اما این نکته را نباید فراموش کردکه شورشهایی که در منطقه شمال عراق اتفاق می افتد دشمن مشترک ایران و ترکیه است و ایران به حمایت خود از ترکیه ادامه خواهد داد.
 
بنابراین یکی دیگر از موضوعاتی که در دستور کار سفر محمود احمدی نژاد به ترکیه وجود دارد، بحث بر سر پرونده ناتمام ( پ.ک.ک) خواهد بود که این روزها ترکیه را سردرگم کرده است.
 
آمریکا و اروپا تنها به انجام یک سری عملیات محدود رضایت داده اند. اما ترکیه که می داند با عملیات محدود نمی تواند به هدف خود برسد همچنان به دنبال راه حلی جدید و منطقی می گردد.
 
ترکیه، ایران و برنامه هسته ای
هرچند ترکیه هرگز به صراحت حمایت خود از برنامه هسته ای ایران را اعلام نکرده   اما ادامه همکاری ها با ایران و امضای قرارداهای جدید آن هم در شرایطی که آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی در صدد افزایش تحریم های بیشتر علیه ایران هستند نشان دهنده آن است که ترکیه در خصوص برنامه هسته ای ایران از آمریکا و اروپا پیروی نمی کند.
 
روابط ایران و دنیای غرب با توجه به شرایط به وجود آمده رو به سردی است و آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی از جمله فرانسه خواهان تشدید تحریم های سازمان ملل علیه ایران شده اند.
 
این روند باعث شده تصویر نامناسبی از این کشور در جامعه بین الملل به نمایش درآید. سفر آقای احمدی نژاد به ترکیه می تواند در تغییر این تصویر در جامعه بین المللی تاثیر بسزایی داشته باشد.
 
سفر آقای احمدی نژاد به ترکیه هرچند برای هر دو کشور ایران و ترکیه بسیار سودمند است اما واقعیت  آن است که ایران می تواند بهره برداری بسیاری از آن بکند

ایران

Table’ December 14, 2007
Author:

Taking Iran ‘Off the Table’

Democratic presidential hopefuls Sen. Hillary Rodham Clinton, D-N.Y., and Sen. Barack Obama, D-Ill., pass each other during a break in a debate at Drexel University in Philadelphia.

Although Iraq was supposed to be the definitive issue for the 2008 campaign, from the outset Iran seemed to present the biggest national security test for all candidates. Republicans assured voters they were ready to take military action to prevent an Iranian nuclear weapons program, while top-tier Democratic candidates stressed military force could not be ruled out as a preventive tool.

But the December 3 release of the National Intelligence Estimate (NIE) indicating that Iran had stopped its nuclear weapons program in 2003 forced the candidates to clarify their views. The biggest stir was among Democrats, where contenders who long trailed Sen. Hillary Clinton (D-NY) in the polls saw a chance to exploit her perceived hawkishness on Iran. While Clinton said she was “relieved” at the NIE’s findings, the report may have done more damage to her campaign than to any other. The barrage of criticism that followed her vote in favor of the Kyl-Lieberman resolution, a nonbinding Senate measure that designated Iran’s Revolutionary Guards a terrorist group, was just beginning to subside when the NIE catapulted the issue back into her opponents’ talking points. In the December 4 Democratic debate hosted by NPR, Sen. Joe Biden (D-DE) pointed to Clinton’s cautious language on Iran as indicative of what he believes are her true sentiments. Biden chided Clinton for merely opposing the “rush to war,” rather than coming out unequivocally against striking Iran.   

Also in that debate, Clinton again had to go on the defensive with regard to her Kyl-Lieberman vote, insisting that the bill “did not in any way authorize the president to take any action that would lead to war.” She said as a result of labeling the Iranian Revolutionary Guards as a terrorist organization, “We've actually seen some changes in their behavior.” Clinton and her Democratic rivals all favor some form of expanded engagement with Iran, but in light of the new NIE they should clarify their “vague incrementalism,” write national security experts Flynt Leverett and Hillary Mann Leverett in a New York Times op-ed.

On the Republican side, the outrage was directed at the report more than fellow candidates. Former House Speaker Newt Gingrich claimed on ABC’s This Week that the NIE’s release was “the equivalent of a coup d'etat” by members of the intelligence community seeking to undermine the Bush administration. GOP candidates, with some exceptions, reaffirmed their skepticism toward the Ahmadinejad regime, and some even questioned the validity of the NIE. Rudy Giuliani said on Meet the Press that it does not eliminate the possibility of a preemptive strike on Iran. Sen. John McCain (R-AZ) also said (Fox News) the NIE does not take military action against Iran “off the table.” McCain also stopped short, in an interview with CFR.org, of endorsing broader diplomatic talks with Iran. “I don’t want to give the president of Iran a forum to declare his rather radically extreme views particularly as regards to terrorism and the state of Israel is concerned,” he said.

Fred Thompson responded (Fox News) to news of the NIE with the greatest cynicism. “They're undoubtedly intent upon nuclear weapons. I don't care what this latest NIE says. That's foolishness that represents our own inability to get a handle on it more than anything else.” Mitt Romney was more cautious, calling (Fox News) the report’s findings “good news,” but asserting (Real Clear Politics) that Iran is still enriching uranium and should still be viewed as a threat.

 

خساست واشنگتن در اعتماد به تهران

خساست واشنگتن در اعتماد به تهران - [فريد زكريا/* ترجمه: كاوه شجاعي]

انتشار گزارش <ارزيابي ملي اطلا‌عات> در مورد ايران، به سياست‌هاي دولت بوش عليه اين كشور ضربه سختي وارد كرد و اگر اعتراف به اينكه ايران از سال 2003 برنامه توليد سلا‌ح اتمي نداشته، باعث بازنگري خلا‌ق در سياست‌هاي كاخ سفيد شود، اين گزارش را بايد بسيار مهم ارزيابي كنيم. ايالا‌ت متحده در طول دو سال گذشته تلا‌ش كرده ايران را به كمك اروپايي‌ها و اعراب سني منزوي كند، اما واشنگتن هنوز نتوانسته يك انتخاب ساده انجام بدهد؛ آيا آمريكا مي‌خواهد سياست‌هاي ايران تغيير كند يا رژيم تهران؟

فقط لحظه‌اي تصور كنيد كه دنيا از ديد ايران به چه شكل است. دور تا دور ايران را رژيم‌هايي با سلا‌ح‌هاي اتمي در بر گرفته‌اند؛ روسيه، چين، پاكستان، هندوستان و اسرائيل. در آن سوي مرزهايش از يك طرف 170 هزار سرباز آمريكايي مستقر شده‌اند (عراق) و در طرف ديگر بيش از 50 هزار نيروي ناتو حضور دارند (افغانستان.) در طول 3 دهه گذشته دولت آمريكا به شدت مخالف رژيم ايران بوده و رئيس‌جمهوري فعلي ايالا‌ت متحده بارها تاكيد كرده آرزو دارد كه جمهوري اسلا‌مي سرنگون شود. كنگره آمريكا هم سال گذشته بودجه‌اي 75 ميليون دلا‌ري تصويب كرده است تا به <پيشبرد دموكراسي> در ايران كمك كند. اگر شما جاي ايران بوديد چه مي‌كرديد؟ در جهان سياست بين‌المللي، يك برنامه اتمي مهم‌ترين تضمين بقاي كشور است.

واشنگتن تهران را به نابودي تهديد مي‌كند و از سويي انتظار دارد كه ايران برنامه اتمي را فراموش كند؛ اين سياست بدون شك محكوم به شكست است. اگر آمريكا تنها تغيير رفتار را از ايران طلب كند، آن وقت است كه سياست هويج و چماق كارايي پيدا مي‌كند.

جزئيات گزارش اخير سازمان‌هاي اطلا‌عاتي درباره برنامه اتمي تهران ممكن است دقيقا باشد يا نباشد؛ ما چيز زيادي در مورد آنچه در داخل ايران مي‌گذرد نمي‌دانيم. اما مساله اصلي در اين گزارش- كه توسط ديپلمات‌هاي مذاكره‌كننده با طرف‌هاي ايراني هم تاييد شده- اين است كه تهران سال‌هاست هزينه‌ها و مزاياي برنامه اتمي‌اش را كاملا‌ منطقي محاسبه مي‌كند. در واقع روند توسعه اتمي ايران در مقايسه با كشورهايي چون پاكستان، هند يا چين كمتر تهاجمي و خودسرانه به نظر مي‌رسد چرا كه تمامي اين كشورها به سرعت و كاملا‌ مخفيانه برنامه خود را به جلو برده‌اند. تهران اما پله‌پله بالا‌ رفته و به بازرسان آژانس بين‌المللي انرژي اتمي اجازه ورود به سايت‌هاي اتمي را داده است. (اگر چه رضايت كامل آژانس را جلب نكرده است) به علا‌وه ايران در طول اين سال‌ها نسبت به فشارهاي غرب حساس بوده است.

اما غرب- يعني واشنگتن- هميشه در پيشنهادهايش خسيس بوده و هميشه دير عمل كرده است. يك ديپلمات اروپايي كه اجازه نداشت نامش را فاش كند، مي‌گويد <ايران در سال 2003 غني‌سازي را متوقف كرد و انتظار داشت كه اروپا همان طور كه قول داده بود اين مساله را تلا‌في كند، اما به خاطر مواضع آمريكا چيز به درد بخوري به آنها پيشنهاد نداديم. در سال 2005 بالا‌خره آمريكا راضي شد و ما پيشنهاد جذابي را مطرح كرديم، اما سه هفته بيشتر تا انتخابات رياست‌جمهوري باقي نمانده بود كه اصلا‌ح‌طلبان اعتبار خود را از دست دادند و پس از آن احمدي‌نژاد رئيس‌جمهوري ايران شد.>

در واقع جالب اينجاست كه در ايران بيشتر از هر كشوري در خاورميانه مباحثات سياسي صورت مي‌گيرد. همين ماه گذشته سيدمحمد خاتمي رئيس‌جمهوري سابق ايران براي مردمي حرف مي‌زد كه شعارهاي تندي عليه دولت كنوني سر مي‌دادند. در آن سوي ميدان، احمدي‌نژاد عده‌اي را به خيانت متهم مي‌كند و حسين موسويان مذاكره‌كننده سابق اتمي ايران بازداشت مي‌شود و حتي شماري از روحانيون بلندپايه دولت احمدي‌نژاد را به ناكارآمدي متهم مي‌كنند. پس مي‌توان بر سيستم سياسي ايران تاثير گذاشت چرا كه در آن مراكز گوناگون قدرت وجود دارد و هر كدام از گروه‌ها، منافع ايران را به گونه‌اي متفاوت مي‌بينند. ‌

در اين ميان <ملي‌گرايي ايراني> همه آنها را با هم متحد مي‌كند و اگر بخواهيم برنامه اتمي جمهوري اسلا‌مي را از همين زاويه ببينيم مي‌پذيريم كه توسعه هسته‌اي ايران غيرقابل توقف است. اما واشنگتن تاكنون اين موضوع را درك نكرده است. سياستمداران غربي ديگر نبايد بگويند كه ايران نيازي به انرژي اتمي ندارد و نمي‌توان به اين كشور براي غني‌سازي اورانيوم اعتماد كرد. ايران اين دلسوزي‌هاي پدروار را نمي‌خواهد، آن هم از سوي كساني كه بزرگ‌ترين زرادخانه‌هاي اتمي دنيا را در اختيار دارند.

واشنگتن، لندن و پاريس به جاي همه اين حرف‌ها بايد حداكثر از هزينه‌هاي بالا‌ي غني‌سازي سخن بگويند و جورج بوش بايد بگويد كه ما مي‌خواهيم با ايران رابطه برقرار نماييم، با هم تجارت داشته باشيم، به كشور شما بياييم و شما هم به آمريكا سفر كنيد. مي‌خواهيم ايران به سازمان تجارت جهاني بپيوندد. ما مي‌خواهيم به شما احترام بگذاريم، اما شما هم بايد رفتار خود را تغيير دهيد.

ممكن است تندروها در داخل ايران اين پيشنهاد را نپذيرند اما همين روند باعث بروز بحث در داخل ايران مي‌شود. آن وقت اصلا‌ح‌طلبان مي‌توانند سياست خارجي احمدي‌نژاد را به چالش بكشند. اگر ايران و آمريكا با هم رابطه برقرار كنند جامعه مدني و بخش خصوصي در ايران قدرت مي‌گيرد و اينگونه هيچكس در غرب ديگر به تغيير رژيم در ايران فكر نمي‌كند.

* فريد زكريا در حال حاضر سرپرست بخش بين‌المللي هفته‌نامه آمريكايي نيوزويك است. او در هندوستان و در خانواده‌اي مسلمان‌زاده شد. پدرش رفيق زكريا سياستمداري برجسته بود و مادرش فاطيما، سردبير ويژه‌نامه روزهاي يكشنبه تايمز آو اينديا بود. فريد زكريا دكتراي علوم سياسي‌اش را از دانشگاه‌ هاروارد و زير نظر ساموئل‌هانتينگتون دريافت كرد. نشريه اسكواير در سال 1999 نام او را در فهرست 211 شخصيت مهم قرن بيست‌و‌يكم> قرار داد. از زكريا كتاب <آينده آزادي: اولويت ليبراليسم بر دموكراسي> در ايران ترجمه شده است.

انتهاي خبر // روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com


ضربه ای به سیاست خارجی بوش در قبال ایران

 

 

 

 

 

 

ضربه ای به سیاست خارجی بوش در قبال ایران

مترجم : عليرضا عبادتى

مقاله ای از پیتر بیکر و رابین رایت در مورد گزارش NIE

 

رئیس جمهور بوش پائیز امسال با این هشدار خود که ایرانِ مجهز به سلاح های هسته ای ممکن است دنیا را به سمت جنگ جهانی سوم سوق دهد، توجه دنیا را به خود جلب کرد. اما هشدار صریح و بی پرده وی دست کم یک یا دو ماه دیرتر از زمانی ابراز شد که برای اولین بار به وی گفته شد نشانه های تازه ای به دست آمده مبنی بر این که ایران واقعا برنامه تولید سلاح هسته ای خود را متوقف کرده است.

گزارش اطلاعاتی [جاسوسی] جدیدی که روز سوم دسامبر (12 آذر) منتشر شد، نه تنها لفاظی ها و هشدارهای دولت در مورد بلندپروازی هسته ای ایران را تحت الشعاع قرار داد بلکه فرصت برای تحمیل تحریم بین المللی و اقدام پیشگیرانه نظامی را از بوش حداقل در یک سال باقی مانده ریاست جمهوری اش گرفت.

شاید ایران در آخرین سال باقیمانده از ریاست جمهوری بوش مهمترین موضوع سیاست خارجی  وی و شاید موضوع مبارزات انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری بود. اما اکنون رهبران قوم چه در وطن و چه در خارج باید در دانسته­ هایشان در مورد مقاصد و قابلیت های تهران تجدید نظر کنند.

دانیل بنجامین یکی از اعضای شورای امنیت ملی دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون در این باره گفت: "این موضوع کمی گیج کننده است، از امروز احتمالا همه سرهایشان را می خارانند و به این فکر می­ کنند که بعد چه کار کنند."

منتقدان هم به این برآورد اطلاعات ملی National Intelligence Estimate متوصل می شوند تا دموکراتها را به باد انتقاد بگیرند. مخصوصا این جمله جان ادواردز نامزد دموکرات ریاست جمهوری که گفته بود: "جورج بوش و دیک چینی برای حمله به ایران عجله دارند". هری ام. رید رهبر اکثریت سنای آمریکا [از ایالت نوادا] که برای حل مناقشه با تهران پیشنهاد "افزایش دیپلماسی" داده بود، خود نشان از گرایش دموکرات ها  به این دارد که دنبال دوری از ستیزه جویی هستند. جون ولفزتال از صاحب نظران "مرکز مطالعات بین الملل و استراتژیک" گزارش یادشده را "پیشرفت مانع شکن و انفجاری" توصیف کرد و آن را عاملی مؤثر در "بازنگری کامل در سیاست خارجی" [در قبال ایران] دانست.

اما کاخ سفید گفته است که محتوای این گزارش به دولت حق می دهد که نگران باشد چون از این گزارش می توان نتیجه گرفت ایران واقعا برای تولید سلاح هسته ای تا پیش از توقف آن در سال 2003 برنامه داشته است و فشار دیپلماتیک به هدایت ایالات متحده موفق عمل کرده است. استفن جی.هدلی مشاور امنیت ملی گفته: "اگر متعادل به موضوع نگاه کنیم، برآوردهای این گزارش حاکی از اخبار خوبی است. از یک سو تأیید می کند که حق با ما بود در مورد تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته ای نگران باشیم. از سوی دیگر نشان می دهد که ما پیشرفت هایی در ممانعت از وقوع آن داشته ایم.

هدلی با این عقیده موافق نیست که برآوردهای گذشته دولت در مورد ایران اشتباه بوده، به خصوص که گردآوری اطلاعات [جاسوسی] در مورد "هدف سختی" مثل ایران بسیار دشواراست و این برای همگان واضح است. هدلی می گوید: "به دنیای واقعی خوش آمدید".

وی از اشاره بوش به جنگ جهانی سوم در ماه اکتبر دفاع کرد و خود دوباره از این واژه استفاده کرد و گفت اگر دنیا می خواهد با بمب ایرانی مواجه نشود و قصد ندارد برای توقف ایران و تمام معانی ضمنی ایران از جمله جنگ جهانی سوم به زور متوصل شود، به افزایش دیپلماسی نیازاست." او همچنین با اشاره به تداوم غنی سازی در ایران به اظهارات خود این را افزود که منتقدان دولت باید مراقب باشند.

شاید سایر کشورها موضوع را این گونه نبینند و حتی بعضی از دیپلمات ها می گویند ممکن است این گزارش مانع تصویب دور سوم تحریم های بین المللی علیه ایران شود. درست دو روز پیش از انتشار این گزارش نیکولاس برنز معاون وزیر خارجه آمریکا با همتایان خود از فرانسه، بریتایا، روسیه، چین و آلمان در پاریس ملاقات کرد تا در مورد یک قطعنامه جدید برای ایران به توافق برسند.

بروس ریدل یکی از افسران ارشد سیا، پنتاگن و شورای امنیت ملی که اکنون در مؤسسه بروکلین مشغول فعالیت است می گوید: "اولین چیزی که به ذهن می رسد این است که دیگر قطعنامه سوم مرده است و دیگر منتفی است. حالا دیگر مخالفان تحریم و قطعنامه سوم استدلال محکمی دارند که به آن متوسل شوند. آنها خواهند گفت جامعه اطلاعاتی [جاسوسی] آمریکا خودش گفته که  ایران برنامه هسته ای خود را چهار سال پیش متوقف کرده است."

مایل روبین از صاحب نظران مؤسسه امریکن انترپرایز و یکی از مخالفان سرسخت ایران هم با این استدلال موافق است و می­ گوید: "قطعا کار دیپلماتیک را دشوارتر خواهد کرد و به برلین، پکن و مسکو بهانه خواهد داد که با قطعنامه سوم موافقت نکنند."

آژانس بین المللی انرژی هسته ای که دو ساعت قبل از انتشار گزارش اطلاعاتی ایالات متحده در جریان اوضاع قرار گرفت آن را تأییدی بر قضاوت آن سازمان مبنی بر این که "هیچ مدرکی" دال بر وجود برنامه هسته ای اظهار نشده در ایران دانست. یکی از مقام های ارشد آژانس که نخواست نامش فاش شود گفت: " این گزارش همچنین تأیید می کند ارزیابی محمد البرادعی [دبیر کلی آژانس] درست بوده که بارها در اظهارات علنی اش گفته بود هیچ خطر آشکار و علنی وجود ندارد و زمان زیادی برای مذاکره در اختیار است."

به عقیده بعضی از تحلیلگران زبان این گزارش به نحوی است که دولت آمریکا می تواند ادعای پیروزی کند. پال آر. پیلار، از افسران پیشین سیا که منتقد دولت بوش در حمله به عراق بود در باره افشاگری توقف برنامه هسته ای ایران می گوید هرچند "شگفت آور و بهت انگیز بود اما دولت بوش می تواند بگوید که ایران در دوران آنها برنامه هسته ای خود را متوقف کرده است و این یکی از موفقیت های آنها بوده و دلیل آنها هم قانع کننده خواهد بود."

عده ای دیگر که طرفدار رویکرد رویارویی با ایران هستند متقاعد نشده اند که ایران واقعا فعالیت هایش را متوقف کرده باشد. جان بولتون فرستاده سابق بوش به سازمان ملل می گوید: "وقتی من در دولت بودم مشاهده کردم که سازمان اطلاعات خیلی زود تغییر عقیده می دهد و هیچ دلیلی هم وجود نداشت که در مدت زمان کوتاه تغییر موضع بدهند. من هرگز دیدگاهم را بر اساس گزارشی که این هفته منتشر شد بنا نمی گذارم."

با وجود این دولت می داند که این گزارش تا چه حد می تواند جنجالی باشد به همین دلیل به آن دامن نمی زند. هدلی گفت اول بار نتایج این گزارش در ماه های اوت و سپتامبر [منظور شهریور] به اطلاع بوش رسید اما به او توصیه شد که برای ارزیابی این نتایج کمی زود است. چینی، هدلی و سایر سران دولت یک هفته قبل از انتشار این گزارش جلسه ای برای هماهنگی داشتند، روز بعد هم صحبت هایشان را یکی کردند و بوش را در جریان انتشار گزارش گذاشتند.

بعد از انتشار گزارش، دولت روال همیشگی که کاخ سفید و وزارت خارجه در جریان خلاصه ای از وقایع قرار می گرفت، متوقف کرد و در عوض هدلی را فرستاد تا از جانب دولت به دفاع بپردازد. کاخ سفید همچنین اعلام کرد که بوش کنفرانس خبری خواهد داشت. مشاوران می گویند مدتی است که دولت خود را برای این کار آماده می کند.

نامزدهای ریاست جمهوری هم واکنش نشان دادند ادواردز و سناتور باراک اوباما از موقعیت به وجود آمده استفاده کردند تا به تضعیف هیلاری رودهم کلینتون بپردازند چون هیلاری بیشتر از سایر دموکرات ها تمایل داشت از سیاست دولت بوش در قبال ایران حمایت کند، هرچند او هم به طور طبیعی به انکار پرداخت. اوباما هم از فرصت استفاده کرد تا کنایه ای به هیلاری کلینتون بزند. او گفت: "اعضای کنگره باید به دقت متن منتشره را بخوانند پیش از آن که به رئیس جمهوردستاویر لازم برای استفاده از نیروی نظامی را بدهند" منظور او از این جمله به وضوع، کنایه زدن به کلینتون بود چون پیش از جنگ عراق در جلسه ای در همین زمینه حضور داشت و اطلاعات جاسوسی در اختیارش قرار گرفته بود اما متن کامل را نخوانده بود.

اکثر نامزدهای جمهوری خواه که بارها در مورد حمله به ایران اعلام آمادگی کرده بودند ساکت ماندند. فقط رودولف جیولیانی شهردار سابق نیویورک و نامزد از حزب جمهوری خواه گفت: "تحریم وسایر فشارها بر ایران باید ادامه و افزایش یابد تا این کشور به توقف غنی سازی نیز گردن نهد طوری که امکان تأیید آن فراهم باشد."

بعضی از افراد میانه رو در واشینگتن هم ابراز نگرانی کرده اند که نتایج حاصل از این گزارش یک سویه و در یک جهت تفسیر شود همان طور که یافته های گذشته مخدوش شده است. برد شرمان نماینده دموکرات از کالیفرنیا رئیس کمیسیون منع گسترش سلاح های کشتار جمعی از زیرشاخه های کمیسیون وزارت خارجه گفت غنی سازی اورانیم در ایران هنوز نگران کننده است و به هیچ وجه بستگی به نتایج به دست آمده در سازمان اطلاعات ایالات متحده و گزارش اخیر آن ندارد. ایران هم به آن اذعان دارد.

او می گوید درس واقعی این گزارش این است که باید سیاست خارجی ایالات متحده دوباره کالیبره [تنظیم] و از اهرم های اقتصادی و دیپلماتیک بیشتری استفاده شود و این گزارش تأییدی بر این مدعا است که باید راهی میانه در پیش بگیریم.

رابین رایت و پیتر بیکر ستون نویسان روزنامه واشگنتن پست هستند

يکشنبه 18 آذر 1386  17:22

 

 

زمان گفتگو با ايران فرا رسيده

زمان گفتگو با ايران فرا رسيده

تحليل واشنگتن پست از گزينه هاي پيش روي دولت بوش - پنجشنبه 15 آذر 1386 [2007.12.06]

رابرت کاگن

سازمان امنيت ملي ايالات متحده با ارزيابي برنامه تسليحات هسته اي ايران به اين نتيجه رسيده که اين کشور ‏اين برنامه را از سال 2003 متوقف ساخته است. صرفنظر از سوالات زيادي که در اين مورد وجود دارد و ‏نيز اينکه در مورد اين ارزيابي چگونه فکر کنيم، بازتاب عملي اين گزارش غير قابل انکار است.‏

bushzamangoft.jpg

دستگاه ديپلماسي بوش در زمان باقيمانده از دوره اش، نمي تواند اقدام نظامي عليه ايران را در پيش بگيرد و ‏يا از تهديد به انجام آن براي خود اعتباري کسب کند، مگر اينکه يک حرکت تحريک آميز از سوي ايران پاسخ ‏ايالات متحده را در پي داشته باشد. حمله به تاسيسات هسته اي مشکوک در ايران هم، همواره در هاله اي از ‏مخاطرات قرار دارد. اکنون اين گزينه از روي ميز جمع شده است. ‏

ضمناً دولت بوش قادر به جلب همکاري هاي بين المللي بيشتر براي تصويب تحريم هاي سنگين تر عليه ايران ‏نخواهد بود. مهمترين دليل اعمال فشار کشورهاي اروپايي بر تهران نيزبه خاطر هراس دايمي آنها از اقدام ‏نظامي آمريکايي ها بوده است. تا قبل از انتشار ارزيابي سازمان امنيت ملي، راضي کردن اروپايي ها براي ‏پشتيباني از تحريم هاي جدي تر کار مشکلي بود. حالا اين کار به غير ممکن تبديل شده است. ‏

دستگاه ديپلماسي بوش با از کار افتادن ابزارهاي سياسي که در اختيار داشت، مي بايست يک سال باقيمانده از ‏دوره اش را در انزوا سپري کند. راه ديگر اين است که با بدست گرفتن ابتکار عمل، به دولت بعد از خودشان ‏لطفي بکنند و باب گفتگوهاي مستقيم با تهران را باز کنند.‏

انجام مذاکره در ابتدا، نشانه اي از ضعف به نظر مي رسد. ايراني ها مي توانند از گفتگوها براي عميق تر ‏کردن شکاف ميان ايالات متحده و شرکايش از يک سو، و اختلافات در داخل سيستم سياسي آمريکا از سوي ‏ديگر استفاده کنند. ‏

ولي براي مذاکره يک راهکار خوب وجود دارد. خيلي از مردم دنيا و افراد در آمريکا، بهبود رفتار ايرانيان ‏را به عنوان پيش شرط و دليل اصلي دوري آمريکا از گفتگوها مي دانند. اين يک افسانه است اما خود مي ‏تواند جلوي تلاش هاي آمريکا را در حال حاضر و تا سال ها بعد بگيرد. ايالات متحده در نهايت بايد تن به اين ‏کار بدهد هرچند در طول تاريخ براي آن مخالفاني وجود داشته است. ‏

اکنون هم مثل هميشه، زمان خوبي است. ايالات متحده در موضع ضعف نيست. آشفتگي حاصل از گزارش ‏امنيت ملي زودگذر است و اين حقايق استراتژيک است که با دوام است. آمريکا همچنان در دنيا و در ‏خاورميانه، قدرتمند باقي مي ماند. موفقيت بدست آمده ازسياست تثبيت اوضاع در عراق، ظاهراً به اين معني ‏است که ايالات متحده به دنبال پايه گذاري يک وضعيت بادوام در منطقه است، همان چيزي که از سال ها قبل ‏همه خواستار آن بودند. همينطورکه اوضاع عراق مسير خود را براي برگشت به وضع عادي طي مي کند، ‏موازنه موجود هم در حال چرخش به نفع ايران تحت انزوا است.‏

دلايل ديگري هم براي شروع تحرکات در اين زمان وجود دارد. هرچند برآورد امنيت ملي بر ناتواني ايران ‏در توليد بمب تا قبل از سال 2010 حکايت مي کند، اما همين زمان هم براي ما طولاني نيست. دولت بعدي ‏خصوصاً اگر دموکرات باشد، احتمالاً سعي خودش را براي گفتگو با تهران بکارخواهد برد. اما چنين ‏گفتگوهايي نمي تواند تا پيش از تابستان 2009 به عمل آيد. اگر سازمان امنيت ملي درست برآورد کرده باشد، ‏در آن زمان ايران مي تواند در واپسين مراحل توليد يک بمب باشد. بهتر است گفتگوها الان آغاز شود تا ‏وقتي دولت بعدي مستقر مي شود، بعد از چند سال گفتگو قادر به برآورد پيشرفت يا پسرفت آن باشد. ‏

شروع گفتگوها توسط اين دولت به مراتب بهتر است. هرچند اعتماد ميان احزاب در آمريکا خدشه دار شده ‏است، اما هرگونه موضع گيري سياسي ايالات متحده نسبت به ايران به پشتيباني هر دو حزب نيازمند است. ‏بوش حتي مي تواند يک دموکرات پر سر و صدا را براي سرپرستي گفتگوها انتخاب کند.‏

آغاز گفتگوها در زمان حاضر، مي تواند شانس بيشتري را به ايالات متحده براي تعيين خط مشي مذاکرات ‏داخلي و خارجي بدهد. هرگونه مذاکراتي بايد در راستاي مجبور کردن ايراني ها براي پاسخ به همه ابهامات ‏باقيمانده آژانس بين المللي انرژي هسته اي درباره برنامه هسته اي آن کشور باشد. آنها بايد با بازرسي هاي ‏غيرمترقبه و نظارت بر تاسيسات خود و نيز عمل به درخواست شوراي امنيت سازمان ملل دال بر تعليق غني ‏سازي اورانيوم، موافقت نمايند.‏

گفتگوها بايد از مساله هسته اي فراتر رود و موضوع حمايت ايران از تروريسم، پناه دادن به سران القاعده، ‏پشتيباني از حزب الله و حماس و همچنين حمايت هاي تسليحاتي آنان از تندروهاي ستيزه جو در عراق را نيز ‏در بر بگيرد.‏

آنها ضمناً بايد ايرادات خود را به دولت ايران به خاطر زير پا گذاشتن حقوق بشر و سرکوب هاي سياسي ‏سختگيرانه وارد نمايند. بعضي ها معتقدند نمي شود وارد گفتگو با کشوري شد که قصد تغيير رژيمش را ‏داريد. اين منطقي نيست. ايالات متحده به طور همزمان توان مذاکره با اتحاد جماهير شوروي از يک سو، و ‏اعمال فشار براي تغييرات سياسي در آنجا از طريق حمايت از مخالفان را، از سوي ديگر داشت. اين کار با ‏برقراري ارتباط مستقيم با مردم بوسيله راديو و ساير وسايل ارتباط جمعي ميسر شده بود. به اين ترتيب اتحاد ‏جماهير شوروي مجبور به رعايت معاهده حقوق بشر هلسينکي شد. هيچ دليلي وجود ندارد که ايالات متحده ‏نتواند با ايران گفتگو کند و در عين حال با تقويت مخالفان براي تغيير رژيم در ايران فشار وارد آورد.‏

در مورد ايران هم، اگر اين کشور الزامات هسته اي را رعايت کند، حمايت خود از تروريسم و خشونت را ‏متوقف کند، در برخورد بامردم کشورش عدالت، حقوق بشر و احترام به آزادي را رعايت کند، در اين ‏صورت از طرف جامعه جهاني مورد استقبال قرار مي گيرد و اين خود به همراه منافع فراوان اقتصادي، ‏سياسي و امنيتي اش خواهد بود. اين پيشنهاد هميشه روي ميز بوده و ايالات متحده لازم نيست هيچ کار ديگري ‏غير از تصريح آن انجام دهد.‏

آغاز گفتگوها همين امروز به معني محدود شدن گزينه هاي آينده آمريکا نيست. اگر ايراني ها از انجام ‏گفتگوها طفره بروند، که احتمال دلخواهي است، از خود سابقه اي به جا مي گذارند که مي تواند اکنون يا در ‏وقتي حساس در آينده عليه خودشان به کار گرفته شود. اين احتمال هم هست که اين پيشنهاد از سوي آمريکا ‏باعث بروز شکاف در داخل ايران شود.، يافتن همه گزينه هاي سياسي ممکن، در هر مساله اي، کار سختي ‏است. شرايط آماده است، اين ديگر بستگي به دولت بوش دارد که با هوشياري و به نحوي خلاق باشد از آن ‏استفاده کند. ‏

منبع: واشنگتن پست – 5 دسامبر

تحلیل روزنامه های آمریکا از گزارش تازه درباره ایران

تحلیل روزنامه های آمریکا از گزارش تازه درباره ایران
 
تاسیسات اتمی ایران
گزارش تازه می گوید ایران در سال 2003 برنامه "تسلیحات" اتمی خود را متوقف کرد
روزنامه های آمریکایی روز سه شنبه به تفصیل گزارش تازه سازمان های اطلاعاتی آمریکا که می گوید ایران "برنامه اتمی نظامی" خود را در سال 2003 متوقف کرده را منعکس کرده و به تحلیل آن پرداختند.

روزنامه های عمده این کشور جملگی اتفاق نظر دارند که این گزارش تحت عنوان "برآورد اطلاعات ملی" یا "ان آی ای" (National Intelligence Estimate) دارای پیامدهای عمیقی برای بحث در مورد سیاست مربوط به ایران خواهد بود و برخی از آنها نتیجه گیری کرده اند که این گزارش در واقع منطق دولت بوش برای دنبال کردن خط مشی تند علیه ایران را تضعیف خواهد کرد.

نیویورک تایمز در تحلیلی به قلم استیون لی مایرز می نویسد: "به ندرت پیش آمده و شاید هم هرگز پیش نیامده باشد که یک گزارش اطلاعاتی به طور کامل، تا این حد ناگهانی و غافلگیرانه، بحث در واشنگتن در مورد سیاست خارجی را عوض کند."

"دولتی که تعقیب سلاح های اتمی توسط ایران را پایه منطق یک سیاست خارجی تند قرار داده بود - به عنوان تلاشی برای جلوگیری از جنگ جهانی سوم، آنطور که رئیس جمهور بوش همین چند هفته قبل گفت - اکنون یک سند محرمانه در دست خود می بیند که بخش بزرگی از شالوده رویکردش نسبت به ایران را تضعیف می کند."

بخش های کلیدی آن گزارش از طبقه بندی خارج و روز دوشنبه منتشر شد. اما بخش اعظم آن که گفته می شود حدود 140 صفحه است همچنان محرمانه است.

نیویورک تایمز می افزاید که تاثیر ارزیابی گزارش به اشکال متعدد در داخل و خارج آمریکا حس خواهد شد:

متحول کننده
 به ندرت پیش آمده و شاید هم هرگز پیش نیامده باشد که یک گزارش اطلاعاتی به طور کامل، تا این حد ناگهانی، و غافلگیرانه، بحث در واشنگتن در مورد سیاست خارجی را عوض کند
 
نیویورک تایمز

"همانطور که یک مقام ارشد دولت با اکراه اذعان کرد، این گزارش مسلما حمایت بین المللی از تحریم های شدیدتر علیه ایران را تضعیف می کند. و بار دیگر سوال هایی درباره درستی و صداقت سازمان های اطلاعاتی آمریکا پیش می آورد، از جمله اینکه آیا آنچه حالا اذعان می شود بیانیه های اغراق آمیز درباره نیات ایران در یک ارزیابی سال 2005 بوده، منعکس کننده ضعف در شیوه های عملیات تجسسی و اطلاعاتی بوده یا فشار سیاسی."

به نوشته نیویورک تایمز اما بزرگترین تغییر می تواند تاثیر این گزارش بر آخرین سال ریاست جمهوری جورج بوش و همچنین مبارزات انتخاباتی برای جایگزینی وی باشد: "تا روز دوشنبه، به نظر می رسید سال 2008 سالی باشد که حداقل وقتی نوبت به سیاست خارجی می رسد، غرق چشم انداز رویارویی با ایران شود."

تعدادی از نامزدهای جمهوری خواه انتخابات ریاست جمهوری 2008 و در راس آنها رودی جولیانی، شهردار نیویورک در زمان حملات 11 سپتامبر، مقابله با ایران را از اولویت های سیاست خارجی خود در صورت پیروزی اعلام کرده بودند.

به نوشته نیویورک تایمز هنوز کسانی در دولت بوش هستند، از جمله دیک چنی، که ایران را با بدبینی عمیق می نگرند. اما دست کم در حال حاضر، استدلال برای رویارویی نظامی با ایران - که شایعات گسترده ای در مورد آن وجود داشت و بیم آن می رفت - در آینده قابل پیش بینی از گزینه ها حذف شده است.

این روزنامه به نقل از چاک هیگل، سناتور جمهوری خواه از نبراسکا، می نویسد که این اطلاعات تازه "عاجل بودن لزوم حمله به ایران یا از کار انداختن تاسیسات آن را باطل می کند.... فکر نمی کنم بتوان در مورد اهمیت این گزارش اغراق کرد."

باور کدام ادعا؟
 نتیجه این است که جامعه اطلاعاتی اذعان کرده که در اشتباه بوده است؟ بنابراین چرا باید این بار حرف آنها را باور کنیم؟
 
جان آلترمن در گفتگو با نیویورک تایمز

با این حال حتی برخی کارشناسان در مورد اعتبار گزارش های سازمان های اطلاعاتی از جمله این ارزیابی تازه ابراز تردید کرده اند.

جان آلترمن از مرکز مطالعات بین المللی و استراتژیک به نیویورک تایمز گفت: "نتیجه این است که جامعه اطلاعاتی اذعان کرده که در اشتباه بوده است؟ بنابراین چرا باید این بار حرف آنها را باور کنیم؟"

سناتور هیگل که در گذشته خواستار گفتگوی مستقیم و نامشروط آمریکا با ایران برای پایان دادن به حدود سه دهه خصومت میان دو کشور شده در گفتگو با نیویورک تایمز ابراز امیدواری کرد دولت بوش در سال پایانی خود همان نوع انعطاف پذیری را که در مورد کره شمالی نشان داد در مورد ایران به نمایش بگذارد.

وی گفت توقف فعالیت های تسلیحات اتمی ایران - که ایران اصلا وجود آن را انکار کرده - باعث پدید آمدن گشایشی برای گفتگو میان دو کشور شده است.

واشنگتن پست روزنامه عمده و پرخواننده پایتخت آمریکا نیز در گزارشی تحت عنوان "ضربه ای به سیاست بوش مقابل تهران" به قلم پیتر بیکر و رابین رایت نوشت: "این گزارش تازه نه تنها شعارهای هشدارآمیز دولت در مورد جاه طلبی های اتمی ایران را تضعیف می کند، بلکه می تواند تلاش بوش برای تشدید تحریم های بین المللی را مختل کرده و احتمال اقدام پیشگیرانه نظامی را پیش از پایان ریاست جمهوری او از میان گزینه ها حذف کند."

به نوشته این روزنامه مساله مربوط به ایران احتمالا در حال بدل شدن به مساله غالب سیاست خارجی در سال پایانی حکومت جورج بوش در کاخ سفید و مبارزات انتخاباتی برای جایگزینی او بود:

"اکنون رهبران آمریکا و جهان خارج مجبور خواهند بود آنچه را تصور می کردند در مورد نیات و توانایی های ایران می دانند مورد بازنگری قرار دهند."

نیاز بازنگری
 اکنون رهبران آمریکا و جهان خارج مجبور خواهند بود آنچه را تصور می کردند در مورد نیات و توانایی های ایران می دانند مورد بازنگری قرار دهند
 
واشنگتن پست

به نوشته این روزنامه برخی دیپلمات ها گفته اند که گزارش تازه ممکن است تلاش های آمریکا برای جلب آرای لازم جهت تصویب یک قطعنامه سوم در شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران را فلج کند.

تنها همین چند روز پیش، نیکلاس برنز، معاون وزارت خارجه آمریکا در پاریس با همتایان خود از بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین و آلمان ملاقات کرد تا حمایت آنها از قطعنامه تازه شورای امنیت را جلب کند.

با این حال این روزنامه می نویسد که به گفته برخی کارشناسان گزارش اطلاعاتی حاوی زبانی است که دولت آمریکا می تواند از آن برای مدعی شدن پیروزی استفاده کند.

پل پیلار، یک مقام سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، که از سیاست دولت بوش پیش از جنگ عراق انتقاد کرده است به این روزنامه گفت که افشای توقف برنامه تسلیحات اتمی ایران یک "شوک" واقعی است اما اشاره کرد که "دولت می تواند بگوید ایران در دوران حکومت ما برنامه اش را متوقف کرد و این برای ما یک موفقیت است. که دلیل محکمی هم دارد."

موفقیت سیاست بوش
 به هرحال از برخی جهات برآورد اطلاعاتی را می توان به عنوان فراهم کننده شاهدی بر این دانست که سیاست های تند دولت بوش در آوردن فشار بر تهران موثر بوده است
 
لس آنجلس تایمز

لس آنجلس تایمز عمده ترین روزنامه غرب آمریکا نیز نوشت که انتظار می رود ارزیابی تازه دارای پیامدهای عمده ای برای بحث های جاری خواهد بود. بحث درباره اینکه رویارویی با ایران باید نظامی باشد یا دیپلماتیک؛ مساله ای که به نوشته این روزنامه منبع تنش و اصطکاک در داخل دولت بوش و برخی اعضای جامعه بین المللی بوده است.

این روزنامه به بخش های مهمی از این گزارش اشاره می کند: "تصمیم های تهران براساس رویکردی مقرون به صرفه تنظیم می شود و نه شتاب برای دستیابی به تسلیحات (اتمی) صرف نظر از هزینه های سیاسی، اقتصادی و نظامی آن."

یک مقام ارشد اطلاعاتی آمریکا در گفتگو با این روزنامه علیه این برداشت که یک پاره واحد از اطلاعات منجر به گزارش تازه شده است هشدار داد. وی در عوض به مجموعه ای از تحولات از جمله تصمیم تهران برای دادن اجازه بازدید به خبرنگاران خارجی از تاسیسات اتمی نطنز در تابستان گذشته به عنوان مبنای این گزارش اشاره کرد.

این روزنامه نوشت: "به هرحال از برخی جهات برآورد اطلاعاتی تازه را می توان به عنوان فراهم کننده شاهدی بر این دانست که سیاست های تند دولت بوش در آوردن فشار بر تهران موثر بوده است."

فکرى براى پايان دادن به دیپلماسی کابویی

فکرى براى پايان دادن به دیپلماسی کابویی
مقاله اى از هیلاری کلینتون
بعد از هشت سال رهبری ناکام در دوران ریاست جمهوری بوش، رئیس جمهور بعدی با چالش های غیر عادی و مهمی روبه روست: جنگی که باید خاتمه یابد، اقتصادی که باید احیا شود، بحران انرژی که باید حل شود، 47 میلیون آمریکایی که باید بیمه شوند، وطنی که باید امنیت آن برقرار گردد، پیمان های دوستی که باید ترمیم شوند و پاسخ به دنیایی که نیاز به قیادت آمریکا دارد. 
امروز، ما آماده تغییریم. اما می دانیم بدون نیرو و تجربه، تغییر، کلمه ای بیش نیست. بنابراین ما به رئیس جمهوری احتیاج داریم که امتحان خود را پس داده باشد، رئیس جمهوری که آمادگی داشته باشد از همان روز اول ورودش به کاخ سفید برای رسیدن به نتیجه مبارزه کند.
و این همان کاری است که من در 35 سال گذشته انجام داده ام، از همان ابتدا به عنوان قاضی جوان، رسیدگی به وضع کودکان مغفول و آزاردیده را سرفصل فعالیت های خود قرار دادم و زمانی که بانوی اول آمریکا شدم [منظور زمانی که بیل کلینتون به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و به این ترتیب به بانوی اول امریکا تبدیل شد] فعالیت های خود را بر بهداشت جهانی متمرکز کردم و بعد از آن هم به عنوان نماینده سنای آمریکا به مسائل سربازان آمریکایی، کشاورزان خانوادگی، روستائیان و سایرین پرداختم.
شما می دانید که من در چه موقعیتی ایستاده ام. و شما می دانید وقتی در کنار شما ایستاده ام هرگز تسلیم نمی شوم، عقب نشینی نمی کنم و دست از مبارزه برنمی دارم، اهمیتی ندارد که   تا چه حد کارها به دشواری می گراید.
امروز ما بیش از گذشته چیزهای زیادتری برای از دست دادن داریم. برای همین است که معتقدم دموکرات ها نباید این انتخابات را به صحنه دریدن یکدیگر تبدیل کنند. باید از انتخابات به عنوان فرصتی برای بالا کشیدن آمریکا بهره بگیریم.
من می دانم هر چه به سوم نوامبر نزدیک تر می شویم حرارت این انتخابات بالاتر می رود البته من با این وضعیت مشکلی ندارم. همان طور که هری ترومان یک بار گفت: "اگر طاقت حرارت را ندارید از آشپزخانه بیرون بروید". من در آشپزخانه احساس راحتی می کنم و می توانم این حرارت را تحمل کنم. این درست همان کاری است که در تمام عمرم کرده ام. برای پیروزی در انتخابات باید این حرارت را تحمل کرد و زمینه را برای تغییر و بهبود وضع ایالات متحده فراهم کرد.
همچنین بر این باورم که ما، هم می توانیم به هم حمله کنیم، هم می توانیم به مشکلات این کشور حمله کنیم و من تصمیم گرفته ام این حرارت به وجود آمده را صرف جایی کنم که سزاوار است و آن جمهوری خواهانی است می خواهند ما را عقب نگه دارند.
جمهوری خواهان هشت سال از زمان جورج بوش را مشاهده کردند و با این حال می گویند چه اشکالی دارد که هشت سال دیگر هم بر همین منوال بگذرد. آنها مشاهده کردند که 9 هزار میلیارد دلار زیر قرض رفتیم و می گویند چه مشکلی دارد که چند هزار میلیارد دیگر بر این مبلغ افزوده شود؟ با وجودی که دیدند با عجله وارد یک جنگ شدیم با این حال اگر یک جنگ دیگر هم پیش بیاید معترض نمی شوند.
اما جواب من این است: حتی یک روز دیگر حاضر به تحمل آن نیستم. برای همین در روزهای باقی مانده مبارزه خواهیم کرد تا سرانجام کاخ سفید را پس بگیریم.
وقت آن رسیده که چشم انداز جدیدی برای آینده آمریکا ترسیم کنیم. به عنوان رئیس جمهور من چهار هدف بزرگ را برای این کشور تعقیب خواهم کرد و تا روزی که به این اهداف دست نیابم از پای نمی نشینم.
اول، قیادت و رهبری را با پایان دادن به جنگ عراق به آمریکا برمی گردانم و با فرستادن چهره های برجسته آمریکایی از هر دو حزب پیغام جدیدی را به همه عالم می رسانم: دوره دیپلوماسی کابویی به سر آمده.
دوم، با سرمایه گذاری در انرژی پاک، قشر متوسط را احیا خواهم کرد و میلیون ها مورد اشتغال ایجاد می کنم، بهداشت جهانی و تأمین اجتماعی را برای این نسل و نسل های بعدی تعقیب خواهم کرد.
سوم، در حکومتمان اصلاحات ایجاد خواهم کرد: دیگر خبری از باندبازی و رفیق بازی و قراردادهای مناقصه ای نخواهد بود. دوباره به شایسته سالاری و شایسته پروری بها داده خواهد شد و شایستگان به کار گمارده خواهند شد.
در نهایت هدف چهارم، ما اختیار تصمیم گیری در باره آینده فرزندانمان را بازپس خواهم گرفت. یعنی آموزشی که به آن نیاز دارند برایشان فراهم می کنیم، از دوران مهد کودک گرفته تا دوره دانشگاهی. ما برای پیشبرد نوآوری های علمی-از جمله تحقیقات در باره تحقیق در باره سلول های بنیادی- تلاش خواهیم کرد تا کودکانمان از اکتشافات، فناوری ها و راه های جدید درمانی بهره بجویند طوری که تصورش امروز ممکن نیست.
من از همه مردم اهل ایووا تشکر می کنم که در مبارزه انتخاباتی از من حمایت کرده اند.امیدوارم تعداد بیشتری از شما به من بپیوندد و از اهدافم حمایت کند. امیدوار هستم که شما فقط یک شب را به خاطر من به پا خیزید تا من همه روزهایم را در کاخ سفید به خاطر شما به پا خیزم. با هم می توانیم آینده ای را بسازیم که فرزندان ما و نوادگانمان مستحق آن هستند.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

گزارش سازمان‌های اطلاعاتی آمريکا، نوروز

     
























سه شنبه 13 آذر 1386

"معامله بزرگ" در پيش است يا "تشديد تحريم"؟ گزارش رسانه‌ها و ارزيابی‌های اوليه از گزارش سازمان‌های اطلاعاتی آمريکا، نوروز

در پی گزارش اخير سازمان‌های اطلاعاتی آمريکا حاکی از توقف برنامه تسليحات اتمی در ايران در سال ۲۰۰۳، رهبر فراکسيون حزب دموکرات در سنای ايالات متحده خواستار تغييراتی در سياست اين کشور نسبت به ايران و تلاش ديپلماتيک بيشتر برای برقراری ارتباط با جمهوری اسلامی شده است.

سناتور ريد در سخنان خود پيشنهاد کرده است که دولت آمريکا در برقراری تماس‌های ديپلماتيک با ايران از سياست رونالد ريگان، رئيس جمهوری پيشين آمريکا در گسترش تماس با اتحاد شوروی در دهه ۱۹۸۰ گرته‌برداری کند.

همزمان، درپی انتشار گزارش جديد دستگاههای اطلاعاتی آمريکا درباره برنامه هسته ای ايران، کاخ سفيد اعلام کرد: بوش رئيس جمهور اين کشور فردا (چهارشنبه) نشستی مطبوعاتی برگزار خواهد کرد.شبکه تلويزيونی فاکس نيوز با اعلام اين خبر افزود: کاخ سفيد پيشتر اعلام کرده بود با وجود اين گزارش، همچنان به تلاش های خود برای اعمال تحريم‌های بيشتر عليه ايران ادامه می‌دهد.

در مقابل، خبرگزاری دولتی ايران - ايرنا - در تفسيری که بامداد روز سه شنبه منتشر کرد، گفت که دولت آمريکا با خنثی کردن تبليغات قبلی عليه ايران، خود را برای انجام يک معامله بزرگ با اين کشور آماده می‌کند. ايرنا توضيح نداده است که چنين معامله‌ای چه خصوصياتی خواهد داشت و آيا مقامات جمهوری اسلامی نيز از آن استقبال خواهند کرد يا نه.

اين درحالی است که به گفته برخی از ناظران، مشخص نيست که آيا اين گزارش بر سياست سختگيرانه دولت آمريکا در مورد ايران تاثير بگذارد.اين نظر نيز ابراز شده است که ممکن است دولت آمريکا با استناد به اين گزارش نتيجه بگيرد که وارد کردن فشار بين‌المللی بر ايران برای تغيير روش دولت اين کشور موثرتر از آن است که مقامات جمهوری اسلامی وانمود می‌کنند.

نگاهی به محورهای گزارش
روز دوشنبه گزارشی تحت عنوان «ارزيابی ملی اطلاعات» که شامل نظرات سازمان‌های مختلف اطلاعاتی آمريکاست، انتشار يافت که در آن آمده است ايران تلاش برای توليد بمب اتمی را در سال
۲۰۰۳ متوقف کرد.اين گزارش، که توسط شورای ملی اطلاعات آمريکا تهيه شده، نسبت به دليل اين تصميم ابراز بی‌اطلاعی کرده اما گفته است که احتمالا علت آن، وارد شدن فشارهای خارجی بوده است.در عين حال، اين گزارش تاکيد دارد که در صورت ازسرگيری تحقيقات برای توليد اسلحه اتمی، جمهوری اسلامی قادر است ظرف هشت سال آينده به چنين تسليحاتی دست يابد.

ارزيابی ملی اطلاعاتی براساس مجموع اطلاعات و ارزيابی شانزده سازمان اطلاعاتی اصلی آمريکا از جمله سازمان مرکزی اطلاعات (سيا) تدوين شده است و بالاترين مرجع اطلاعاتی در آمريکا به شمار می‌رود. مقامات اطلاعاتی آمريکايی ادعا کرده‌اند که در دو سال گذشته، تمايل ايران به دستيابی به سلاح هسته‌ای کمتر از چيزی بوده که دولتمردان آمريکايی ادعا می‌کرده‌اند.

به گفته اين مقامات اين مسئله بدين معنی است که ايران به فشارهای ديپلماتيک حساس است. کاخ سفيد در اولين واکنش گفت اين گزارش «خبر خوبی» است، اما در عين حال نشان می‌دهد که خطر دستيابی ايران به سلاح هسته‌ای، کماکان «مشکلی جدی» است. ايران می‌گويد که برنامه‌های هسته‌ای خود را تنها برای هدف‌های صلح‌آميز دنبال می‌کند و در صدد دستيابی به اسلحه اتمی نيست.

اين گزارش که از سوی سازمان برآورد ملی آمريکا، از زيرمجموعه های شورای اطلاعات ملی آمريکا، منتشر شده ديدگاه‌های منابع مهم اطلاعاتی آمريکا را جمع بندی کرده است.نويسندگان اين گزارش اطمينان زيادی دارند که ايران در سال ۲۰۰۳ و در پاسخ به فشار بين‌المللی برنامه توليد سلاح هسته‌ای خود را متوقف کرده است.

نويسندگان گزارش گفته‌اند «اطمينان نسبی» دارند که ايران برنامه توليد سلاح هسته‌ای را دوباره آغاز نکرده است. بر اساس اين گزارش، ايران در سال ۲۰۰۷ «پيشرفت چشمگيری» در تزريق گاز به سانتريفوژها به قصد غنی‌سازی اورانيوم داشته است.

نويسندگان گزارش در عين حال می‌گويند که ايران تا دوره زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ به اورانيوم غنی‌شده کافی برای ساخت سلاح هسته‌ای دست نخواهد يافت. اما نويسندگان گزارش با «اطمينان نسبی»اعلام کرده‌اند که ايران در استفاده از تجهيزات جديد هنوز «با مشکلات تکنيکی قابل توجهی روبروست».

براساس اين گزارش، ايران تا سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ به اورانيوم غنی شده کافی برای ساخت سلاح هسته‌ای دست نخواهد يافت. اين گزارش به منزله چرخشی اصلی در ارزيابی دو سال پيش نهادهای اطلاعاتی آمريکا در همين زمينه است که بر تلاش ايران برای توليد بمب اتمی تاکيد داشت.

اظهارات متفاوت هدلی
با اين حال، «استيون هدلی»، مشاور امنيت ملی آمريکا، گفت: يافته‌های گزارش تاييد می‌کند که آمريکا حق دارد نسبت به جاه طلبی‌های اتمی ايران نگران باشد و استراتژی جورج بوش «درست» بوده است.او تاکيد کرده است که جامعه جهانی بايد فشار بر ايران را افزايش دهد و در اين راه از منزوی کردن ديپلماتيک، تحريم‌های سازمان ملل و ديگر اهرم‌های اقتصادی عليه ايران استفاده کند.

هدلی گفت: «در کل اين خبر خوبی است. از يک طرف نشان می دهد ما حق داشتيم نگران تلاش ايران برای دستيابی به سلاح هسته‌ای باشيم و از طرف ديگر نشان می‌دهد تا حدی در جلوگيری از اين رخداد موفق بوده‌ايم». در اين حال به گفته هادلی گزارش ارزيابی اطلاعات ملی بيانگر ادامه برنامه غنی‌سازی هسته‌ای ايران است و نشان می‌دهد خطر دستيابی حکومت اين کشور به تسليحات اتمی بسيارجدی است.

ارزيابی چند کارشناس
در اين حال، کارشناسان واکنش استيون هدلی به ارزيابی اطلاعات ملی آمريکا درباره برنامه هسته‌ای ايران را بيانگر مغايرت آن با سياست‌های کاخ سفيد می دانند.

«جوزف سيرينسيونه» معاون امنيت ملی مرکز تحقيقاتی پيشرفت آمريکا می‌گويد: کاخ سفيد معتقد است اين گزارش تاييد کننده سياست هسته‌ای آمريکا در برابر ايران است ولی بين اين دو تناقض‌هايی ديده می‌شود. بر اساس گزارش جديد، ايران را در کوتاه مدت نبايد يک تهديد نظامی برای آمريکا بدانيم و ديگر اينکه برخلاف نظر بعضی محافل در ايالات متحده، ديپلماسی بر سران جمهوری اسلامی تاثيرگذار است.

به گفته سيرينسيونه، اين گزارش مانع مهمی برای اقدام نظامی عليه برنامه هسته‌ای ايران است: «گزارش ارزيابی اطلاعات ملی آمريکا هرگونه استدلال برای حمله به ايران را زير سوال می‌برد. بر اساس اين گزارش، بايد در جستجوی راه حلی ديپلماتيک با ايران بود. اين گزارش بر موثر بودن ديپلماسی تاکيد دارد».

 

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement at gooya dot com 

در اين حال به گفته سيريسيونه، انتشار گزارش جديد آمريکا نقش مهمی در تلاش های آمريکا برای تصويب تحريم‌های بين المللی جديد عليه ايران نخواهد داشت.وی گفت: «موضوع تحريم‌های بين‌المللی از محتوای گزارش ارزيابی اطلاعات ملی آمريکا جدا است. تحريم‌ها به خاطر پافشاری ايران به ادامه برنامه غنی‌سازی هسته‌ای اين کشور تصويب شده‌اند ولی موضوع گزارش جديد آمريکا درباره برنامه اتمی نظامی است».

پل رينولدز، خبرنگار امور جهانی بی بی سی، می‌گويد اين گزارش در برآورد فعاليت‌های هسته‌ای ايران محتاطانه عمل می‌کند و بهانه به دست کسانی نمی‌دهد که در پی حمله نظامی به ايران هستند. به گفته وی، اين گزارش موضع کسانی را تقويت می‌کند که به دنبال تحريم‌های بيشتر عليه ايران هستند زيرا فشارهای پيشين موثر بوده است.

گوردون کوررا، تحليلگر امور امنيتی بی بی سی، هم می‌گويد اين برآورد در تناقض کامل با لحن ستيزه‌جويانه و هشدارآميزی است که از بخش‌هايی از دولت آمريکا شنيده می‌شود.

 

تراژدی کمپ دیوید، کمدی آناپولیس

تراژدی کمپ دیوید، کمدی آناپولیس
مقاله اى از یوشکا فیشر،‌وزیر امور خارجه پیشین آلمان
آیا تاریخ تکرار می شود؟ اتفاقات اخیر در خاورمیانه به این سوال پاسخ مثبت می دهد چراکه وضعیت روزهای آخر جورج بوش، رییس جمهور آمریکا به شدت شبیه به سال آخر ریاست جمهوری بیل کلینتون است.
 
هر دو رییس جمهور با نزدیک شدن به زمان پایان دوره ریاست جمهوری سعی کردند تا خطرناک ترین درگیری دنیای امروز را در حالی که خطر آنها را نشانه گرفته بود را حل کنند.
 
این می تواند ناامید کننده باشد زمانی که می بینیم 7 سال از ریاست جمهوری جورج بوش سپری شده است، هفت سالی که می توانست زمان خوبی برای ارائه راه حلی برای پایان دادن به این درگیرها بود. اکنون به نقطه آغازین رسیده ایم. کنفرانس کمپ دیوید و طابا دوباره تکرار خواهد شد. اما به این نکته دل خوش می کنیم که برگزاری این اجلاس از برگزار نشدنش بهتر است.
 
کنفرانس صلح خاورمیانه در شهر آناپولیس ایالت ماریلند برگزار خواهد شد. این کنفرانس برای مذاکره گروه ها در خصوص  آخرین وضعیت موجود برگزار می شود و در آن موضوعاتی همچون وضعیت فلسطین و مرزهای آن، پایتخت فلسطین، وضعیت اسراییل و حق بازگشت آوارگان فلسطینی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در این کنفرانس همچنین موضوعاتی از قبیل امنیت، پایان چند دهه جنگ بین اعراب و اسراییل نیز مورد بحث قرار خواهد گرفت. اکنون زمان مناسبی است تا بتوان در زمینه حل مشکلات این منطقه وارد عمل شد چرا که فلسطینی ها به شدت از داشتن سرزمینی برای خود ناامید شده اند. بدون رسیدن به نتیجه در این مقطع زمانی، خاورمیانه همچنان به جنگ و درگیری ادامه خواهد داد.
 
موارد قابل قبولی برای پایان دادن به تمامی این مشکلات سال ها است که به طور مداوم بین گروه های مختلف مورد مذاکره قرار گرفته است. اکنون صلح در این منطقه تنها نیازمند یک عزم سیاسی قوی است تا بتوان به یک توافقنامه صلح دست پیدا کرد.
 
اما همین عزم سیاسی قوی همان چیزی است که بین اسراییلی ها و فلسطینی ها وجود ندارد. ایهود المرت، نخست وزیر اسراییل و محمود عباس، رییس تشکیلات خود گردان فلسطین از قدرت بالایی در منطقه برخوردار نیستند و با ضعفهایی که از خود نشان می دهند برای صلح احتمالی خطر می کنند.
 
تمام اینها در مورد جورج بوش، رییس جمهور آمریکا نیز صدق می کند. دولت آمریکا حتی به طور کامل از آنچه خود پیشنهاد آن را ارائه کرده است حمایت نمی کند. کاندلیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا خواستار برگزاری این کنفرانس شده است. اما در این ماجرا آقای بوش چه میزان خطر پذیری را متحمل خواهد شد؟
 
خوشبختانه تابوها در خصوص آنچه که در نهایت مورد پذیرش قرار خواهد گرفت در هر دو طرف شکسته شده است. محمود عباس اعلام کرده است که هر دو طرف خواهان رسیدن به صلح هستند. در واقع هر دو (محمود عباس و ایهود المرت) می خواهند که با رسیدن به یک توافقنامه صلح زندگی سیاسی خود را نجات دهند؛ ایهود المرت در انتخابات جدید و محمود عباس در رفراندوم برای پیروزی بر حماس. بنابراین آیا شکست "صلح قدرتمندان" به پیروزی " صلح ضعیفان" می انجامد؟
 
از آنجا که اوضاع سیاست داخلی اسراییل و فلسطین تغییر کرده است، فضای سیاسی منطقه نیز به سمت مثبتی در حرکت است. چراکه امروز بیشتر کشورهای عربی بیش از آنکه از اسراییل واهمه داشته باشند ترس از ایران را در سر می پرورانند. چنین وضعیتی منطقه را در یک موقعیت فوق العاده قرار می دهد.
 
هر چند تله های دیگری نیز وجود دارد. فضای ایهود المرت برای مانور بدون وجود حزب و ائتلافش بسیار محدود است. آیا وی صلاحیت تعیین مرزها و تصمیم گیری در خصوص اورشلیم را دارا است؟ همین شرایط برای محمود عباس نیز صدق می کند. آیا وی می تواند امنیتی را که اولمرت خواهان آن است تضمین کند؟ بخصوص ترسی که فلسطینی ها از نرسیدن به خواسته های خود دارند را برطرف کند؟
 
از این گذشته، آنچه بیش از مذاکرات از حساسیت برخوردار است اجرایی کردن چیزی است که در این توافقنامه گنجانده خواهد شد که به نظر می رسد بهای سیاسی بالایی خواهد داشت. فلسطینی ها در حال حاضر در درون خود جنگ دارند. مصالحه های لازم برای برقراری صلح در منطقه مسلما آغازگر یک سری از درگیریها در اسراییل خواهد بود. به طور مشخص ایهود المرت به یک توافقنامه نهایی فکر می کند.
 
در چنین شرایطی تنها وجود یک گروه سوم برای پادرمیانی کردن در این توافقنامه می تواند گروه ها را به صلح نزدیک کند. در غیر اینصورت با وجود تمام تلاشها برای رسیدن به یک وضعیت قابل قبول به نتیجه نخواهد رسید و خاورمیانه در همین وضعیت فعلی درجا خواهد زد.
 
بنابراین با یک دیدگاه منطقی به این نتیجه می رسیم که رسیدن به یک نتیجه مثبت در کنفرانس آناپولیس غیر ممکن است. چرا باید این درگیرهای که تاکنون لاعلاج بوده به ناگاه توسط جورج بوش، ایهود المرت و محمود عباس که هر سه سیاست مدارانی ضعیف در حوزه های داخلی خود هستند حل شود؟
 
کارل مارکس می نوسید که تاریخ همواره تکرار می شود، ابتدا به صورت یک تراژدی و سپس به  شکل یک نمایش کمدی. ممکن است اینطور فکر کنیم که کمپ دیوید سمبل تراژدی بوده است و آناپولیس یک نمایش کمدی خواهد بود. اما اکنون در مورد خاورمیانه صحبت می کنیم. جایی که پیشرفت های پیشین از دل شکست ها بیرون آمده است نه پیروزی ها. بنابراین نباید امیدمان را از دست بدهیم حتی اگر امید هوایی برای تنفس نداشته باشد.
مقاله فوق صرفا جهت اطلاع خوانندگان منتشر می شود و دیدگاه دیپلماسی ایرانی نمی باشد.
يکشنبه 4 آذر 1386  13:24

آژانس اطلاعات بيشتری می خواهد

آژانس اطلاعات بيشتری می خواهد

تحليل نيويورک تايمز از تحول تازه هسته ای - یکشنبه 4 آذر 1386 [2007.11.25]

malbaradeii.jpg

آرين برنارد – الانی اسکيولينو

مدير آژانس بين المللی هسته ای گفت ايران در حل و فصل موارد مشکوک در فعاليت های هسته ی خود، ‏پيشرفت هايی داشته است. اما به گفته او تا قبل از رسيدگی آژانس به ابعاد مهم برنامه هسته ای اين کشور، بايد ‏اقدامت بيشتری از سوی ايران صورت بگيرد.‏

محمد البرادعی همچنين گفت دانسته های آژانس از فعاليت های فعلی هسته ای ايران ناکافی است و او نمی ‏تواند با اطمينان بگويد که آيا برنامه های ايران صلح آميز است يا در جهت توليد جنگ افزار.‏

او در جلسه با 35 عضو شورای حکام گفت: "آژانس تا کنون نتواتسته به برخی ابعاد مهم برنامه هسته ای ‏ايران رسيدگی کند و اين شامل موارد مربوط به حدود و ماهيت فعاليت های غنی سازی اورانيوم و نيز ‏مطالعات و ساير اقدامات صورت گرفته از سوی آنها با قابليت کاربرد نظامی است.‏

او گفت نتيجه اين است که آژانس "نمی تواند با اطمينان بگويد مواد و فعاليت های هسته ای اعلام نشده از ‏سوی ايران ديگر وجود ندارد."‏

گرگروی ال شولت، نماينده آمريکا در آژانس هسته ای ، در سخنان خود در شورای حکام نسبت به آنچه ‏تاکتيک تاخيری ايران ناميد، هشدار داد. او گفت: "ترس ما از اين است که چند هفته بيشتر منتظر ماندن گره ‏ای از مشکل با ايران باز نکند، همانطور که ظرف چند ماه پيش و حتی در پنج سال گذشته هم اين اتفاق ‏نيافتاد."‏

فرانسوا ژاوير دنو، سفير فرانسه در آژانس، که به نمايندگی از کشورش و نيز بريتانيا و آلمان سخن می گفت، ‏اظهار داشت: "ما از اينکه همکاری ايران نسبی و تدافعی بوده ناخرسنديم." او در ادامه گفت شورای امنيت ‏می بايست تحريم های سخت تری را در دستور کار قرار دهد.‏

او گفت: "انتظار کشيدن، چاره کار نيست. ما اعتقاد داريم تحت چنين شرايطی، نياز به تعيين يک موعد مقرر ‏چند هفته ای برای تکميل روند موجود هست. همانطور که مدير آژانس هم پيشنهاد کرده است."‏

ايران با آژانس توافق کرد در ماه نوامبر تمام سوالات باقيمانده آژانس راجع به تاريخچه برنامه استقرار ‏دستگاه های سانتريفوژ را پاسخ گويد. ‏

روزی که گزارش آژانس در هفته پيش منتشر شد، يکی از مقامات ارشد وابسته به آژانس هسته ای گفت، به ‏نظر او پرونده دستگاه های سانتريفوژ بسته نشده است.‏

اما بر اساس آنچه دکتر البرادعی روز پنجشنبه اظهار کرد، توافق ايران با آژانس بر اساس برنامه در حال ‏اجرا است.‏

معذالک، تاريخ نهايی برای تکميل بررسی های آژانس مشخص نيست. هرچند دکتر البرادعی گفته است که ‏هدف نهايی از تنظيم برنامه کاری با ايران، انجام تحقيقات چهار ساله بر روی مسايل هسته ای ايران است، ‏ايران و برخی مقامات آژانس معتقدند اين فرآيند ممکن است چند ماه طول بکشد. ‏

از سوی ديگر، ايران اظهارات البرادعی را به عنوان تاييد حسن نيت و همکاری اين کشور، مثبت ارزيابی ‏کرده است. علی اصغر سلطانيه، سفير ايران در آژانس هسته ای بعد از سخنان البرادعی در شورا به ‏خبرنگاران گفت: "ما به برنامه کاری خود ادامه خواهيم داد. مشکلات به زودی برطرف می شود و ايران ‏نشان داده و نشان خواهد داد که با آژانس بين المللی هسته ای، بيشترين سطح همکاری را داشته است." ‏

خاوير سولانا، مسوول سياست خارجی اتحاديه اروپا، روز پنجشنبه در يک کنفرانس خبری در پاريس گفت ‏توليد اورانيم غنی شده، با چيزی که ايران به عنوان قصد خود از در اختيار داشتن تکنولوژی صلح آميز هسته ‏ای ابراز می کند، در تناقض است. ‏

آقای سولانا گفت: "مانند اين است که سوخت را قبل از خريدن ماشين و ياد گرفتن رانندگی بخريد." ‏

سولانا در گفتگوهايش با ايران، به عنوان نماينده ايالات متحده، روسيه، چين، بريتانيا، فرانسه و آلمان شرکت ‏می کند. قرار است او گزارش خود را از تعليق غنی سازی اورانيومتا آخر ماه نوامبر ارايه کند. ‏

منبع: نيويورک تايمز – 23 نوامبر ‏

بازگشت به صفحه اول

veil.jpg
ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.

ايران نيروي محرک نشست خاورميانه

ايران نيروي محرک نشست خاورميانه

تفسيري از واشنگتن پست: - یکشنبه 4 آذر 1386 [2007.11.25]

‏ممکن است مهمترين بازيگر در کنفرانس پرمخاطره هفته آتي در خصوص صلح خاورميانه که به تأکيد جرج ‏بوش برگزار خواهد شد، آن کشوري باشد که نامش در ليست بلند ميهمانان نيست. ‏
‏ ‏
بنا به دلايل متعدد، ايران قدرتي است که آمريکا، اسرائيل، فلسطينيان و حاميان عرب آنها را به سوي توافق با ‏يکديگر سوق مي دهد. انگيزه هاي زياد ديگري نيز در اين ميان وجود دارند، اما نفوذ فزاينده و اهداف نامعلوم ‏تهران هدف مشترک کشورهايي است که کليد حل درگيري شصت ساله اسرائيل و فلسطين هستند.‏
‏ ‏
آمريکا تقريبا ً از 50 کشور و سازمان درخواست کرده تا در نشست هفته آتي که به گفته ديپلمات هاي ‏آمريکايي نشستي جدي در خصوص ادامه مذاکرات در مورد تشکيل دولت مستقل فلسطين در کنار اسرائيل ‏خواهد بود، شرکت کنند. اين نشست که بنا به نامگذاري دولت بوش کنفرانس آناپليس نام گرفته است تريبوني ‏براي آن دسته از کشورهايي است، به استثناي ايران، که مي توانند با بيان نگرش خود به تلاش هاي صلح ‏اسرائيل و فلسطين کمک و يا به آن لطمه وارد کنند. ‏
‏ ‏
ايران، دشمن اصلي و ديرينه آمريکا در يک منطقه بي ثبات، متهم به تأمين و تجهيز گروههاي تروريستي از ‏جمله گروههاي فلسطيني است که نمي خواهند با اسرائيل معاهده صلح را امضاء کنند. به گزارش سازمان ‏اطلاعات آمريکا و ساير کشورهاي غربي، ايران به تشکيل يک دولت دست نشانده در نوار غزه کمک کرده ‏است. ‏
‏ ‏
ايران شيعه همچنين قدرت نگران کننده اي براي کشورهاي سني عرب مانند عربستان سعودي به شمار مي ‏رود که با وحشت و هراس نظاره گر نفوذ اين کشور در عراق پرهرج و مرج و تربيت افراطيون مسلمان به ‏منظور سرنگوني دولت هاي سکولار عرب و يا هم پيمان آمريکا است. اسرائيل، ايران را تهديد بالفعل مي ‏خواند و درخواست هاي محمود احمدي نژاد در خصوص محو نام کشور يهود از نقشه جهان را جدي مي ‏گيرد. به گفته اسرائيل، اطلاعات اين کشور نشان مي دهد که ايران بيش از آنچه که غرب ارزيابي کرده، به ‏ساخت سلاح اتمي نزديک است.‏
‏ ‏
ايران پيش از اين، نشست صلح خاورميانه به حمايت آمريکا را اقدامي نوميد کننده عنوان کرده و آن را سرنخ ‏قدرت و انگيزه هاي آمريکا در خاورميانه دانسته است. به گفته کاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريکا، ‏اين "استدلال عجيبي" است که ايران را مبناي ساماندهي اين تلاش جديد براي رفع يک درگيري ديرينه بدانيم ‏و اين موضوع نيازمند راه حلي در خور لياقت و شايستگي اسرائيل و فلسطين خواهد بود. رايس مي افزايد:" ‏واقعيت اين است که اينجا يک بافت منطقه اي وجود دارد که کشورهاي عرب آن به تازگي بر آن شده اند اين ‏درگيري را خاتمه دهند. شايد اين کشورها تهديد گسترده تر افراط گرايي در منطقه را درک کرده اند و به اين ‏نتيجه رسيده اند که افراط گرايان از اين درگيري براي سازماندهي و تجديد قواي نظامي خود استفاده مي ‏کنند."‏
‏ ‏
مشارکت عربستان سعودي در نشست آناپليس سرنوشت ساز و حياتي است، چرا که عربستان قدرتمندترين ‏کشور سني است که با اسرائيل صلح نکرده و متحد ديرينه آمريکا به شمار مي رود. بعلاوه عربستان سعودي ‏مبدع طرح مسکوت مانده صلح اعراب است که هم اکنون توسط دولت بوش بعنوان سرفصل مذاکرات جديد ‏اتخاذ شده است. ‏
‏ ‏
اگرچه رياض علنا ً اعلام نکرده اما انتظار مي رود فرستاده ويژه خود را به اين نشست بفرستد.[ديروز اعلام ‏گرديد که سعود الفيصل وزير خارجه محترم رياض در اجلاس شرکت مي کند. م] دولت بوش اين نشست را ‏يک نوع عرض اندام براي کشورهاي عربي مي داند که اغلب در مورد معضل فلسطين ابراز نگراني کرده ‏اند.‏
‏ ‏
نشست آناپليس همچنين پاسخي ضمني به انتقاد اعراب و ساير کشورهايي است که معتقدند دولت بوش اساسا ً ‏به معضل فلسطين بي اعتناست و بسيار با اسرائيل متحد گرديده است. رايس مي گويد:" اين بار ما تلاش کرده ‏ايم در تمامي طول اين راه از مشارکت اعراب برخوردار شويم. اعراب نياز دارند از اين فرآيند کاملا ً حمايت ‏کنند." کشورهاي مسلمان از جمله سوريه، دشمن آمريکا، حدود نيمي از مهمانان اين نشست را تشکيل مي ‏دهند.‏
‏ ‏
منبع: واشنگتن پست، 23 نوامبر‏

بازگشت به صفحه اول

veil.jpg
ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.

ایران آسیایی تر از همیشه

ایران آسیایی تر از همیشه

نویسنده : محسن امين زاده

علاقمندم در ابتدا اشاره کنم که سخن من در منظومه نظری سیاست خارجی توسعه گرا  که در دولت اصلاحات تجربه شد، بیان می شود . سیاست خارجی که ضمن توجه عمده به امنیت ملی و منافع ملی تسهیل توسعه ملی را دراین چارچوب در زمره اولویت های خود می داند و برای این پدیده در تعامل با دیگر کشورها جایگاه قابل توجهی قائل است و البته معتقد است که همکاری در فرایند توسعه علائق متقابل را افزایش داده و تیرگی ها در روابط را کاهش می دهد و در نتیجه باعث افزایش امنیت ملی کشورها نیز می شود.

 

ایران در آسیا و خاورمیانه

 

ایران و مصر دو تمدن دیرپای باستانی هستند که نقش اساسی در فرهنگ و تمدن بشری دارند. این دو تمدن ، ایران در میان غربی ترین سرزمین های قاره  آسیا و مصر در میان شمالی ترین سرزمین های قاره آفریقا در منطقه بسیار حساسی با نام اعتباری خاورمیانه هویت مشترکی پیدا می کنند.

 

برای آسیایی ها خاورمیانه مسیر ارتباط با اروپاست ، برای مسلمانان خاورمیانه مهد اسلام و سرزمین های مقدس مسلمانان است و البته امروز خاورمیانه حساس ترین  و بحرانی ترین منطقه سیاسی جهان محسوب می شود.

 

در گذشته تاریخی، اروپائیان به سرزمین های این منطقه به دلیل موقعیت جغرافیایی آن بسیار چشم داشتند و اعتقادات غالب ژئوپلتیکی تسلط براین منطقه برای اقتدار جهانی را ضروری تشخیص می داد.

 

در قرن گذشته نفت خام و گاز طبیعی نیز اهمیت جدیدی برای خاورمیانه رقم زد و این منطقه به بزرگترین صادر کننده نفت خام و گاز طبیعی در جهان بدل گردید. این موقعیت جدید اهمیت استراتژیک این منطقه را بازهم افزایش داد.

 

در نقشه های تاریخی این منطقه، ایران به صورت معنادارتری مانند یک پل وسیع میان دو آب راه دریایی خلیج فارس و دریای خزر تنها راه مناسب از طریق خشکی برای ارتباط میان اروپا و آسیا بوده است.

 

 به دلیل همین شرایط همواره  سهم تجارت میان آسیا و اروپا و البته سرزمین های عثمانی در اقتصاد ایران بالا بوده و ایرانیان بسیاری به تجارت مشغول بوده اند.

 

پس از فروپاشی حکومت عثمانی نام خاورمیانه هرچند با محوریت اروپا تعریف شده بود اما یک واقعیت را بیان می کرد و آنهم منطقه ارتباط میان اروپا و آسیا بود.

 

با سامان یافتن نسبی وضعیت کشورهای اسلامی خاورمیانه به دلیل وجود سرزمین های مقدس مسلمان اعتبار اسلامی متفاوتی یافت و با تحولات قرن بیستم، ظهوراسرائیل و شکل گیری بحران فلسطین، خاورمیانه معنای دیگری نیز برای مسلمانان پیدا کرد، حساسیتش برای مسلمانان افزایش یافت و درعین حال به یکی از بحرانی ترین نقاط جهان بدل گردید. بحرانی که همچنان دامنگیر این منطقه جغرافیایی است.

 

ایران به خاطر موقعیت ویژه جغرافیائی اش در غرب آسیا و در شرق خاورمیانه این امکان را داشته که ارتباط  خود را با آسیا یا خاورمیانه به صورت یکسان تعریف کند و همواره ترجیح داده که از هردو هویت آسیایی و خاورمیانه ای برخوردار باشد.

 

تمایل داشته که خاورمیانه ای باشد تا از نقش حساس کشورهای این منطقه بهره مند باشد و درعین حال نزدیکی به اروپا  و نقش ارتباطی ایران در مسیر ارتباط شرق و غرب  را  نمایان سازد  و تمایل داشته که آسیایی باشد تا به عنوان یک کشور فرهنگ ساز و دارای تمدن طولانی ، خود را درمیان  فرهنگ ها و تمدن های آشنای  آسیایی ها تعریف کرده و از ارتباط با این فرهنگ ها و تمدن های باستانی بهره مند باشد.

 

تصویرایرانیان ازاروپا همچون تجسم بسیاری از کشورهای شرقی دو چهره  را متضاد را نشان می دهد.

 

در قرون گذشته اروپائیان استعمارگران مهاجم در میان کشورهای اسلامی بوده اند و چهره استعمارگر و مداخله گر اروپائیان مهمترین ویژگی منفی کشورهای قدرتمند  این قاره تلقی می شده اند.

 

درعین حال قرن هاست که اروپا مسیر توسعه را پیموده و بخصوص در دو قرن گذشته کشورهای مهمتر اروپایی به سرعت از کشورهای درحال توسعه کنونی از جمله کشورهای اسلامی حامل بزرگترین و دیرپا ترین تمدن های بشری مانند ایران و مصر فاصله گرفته اند . در قرن گذشته توسعه و پیشرفت در اقتصاد ، سیاست ، فرهنگ ، علم و تکنولوژی  چهره جذاب و توجه برانگیز اروپا بوده است.  

 

ایرانیان از این دو چهره متفاوت اروپا تعابیر متفاوت و گاه متضادی داشته اند. برای ایرانیان اروپا از چندقرن پیش سرزمین استعمار و توسعه بوده و هست.

 

هرچند ایران تنها کشور خاورمیانه است که همواره در طول تاریخ هویت خود را به عنوان یک کشور مستقل حفظ کرده و هرگز مستعمره نشده و از معدود کشورهای آسیایی است که چنین وجه مشترکی دارند اما بهرحال هرگز از گزند دخالت های مخرب اروپائیان بخصوص انگلیس و روسیه در امان نبوده است.

 

درقرون گذشته این قدرت ها بخش هایی از سرزمین های متعلق به ایران را برای همیشه از ایران جدا کرده اند و دخالت های آنان تحولات تلخی را در تاریخ ایران رقم زده و باعث بروز بحران های بزرگ و مشکلات جبران ناپذیری در مسیر پیشرفت مردم ایران بوده است.

 

درعین حال برای ایرانیان اروپا سرزمین توسعه است زیرا ایران دردو قرن گذشته بیشتر از گذشته دریافته است که تحولاتی در آن سوی دریاها در حال شکل گیری است که باعث پیشی گرفتن بی سابقه اروپائیان از مسلمانان و شرقیان می شود.

 

تدریجا ایرانیان نه تنها به اقتصاد و صنعت و تولید مطلوب اروپا توجه پیداکرده وتلاش کرده اند که ازآن تقلید نمایند، بلکه تلاش کرده اند که درهمه ابعاد توسعه و مظاهر پیشرفت از اروپائیان الگو بگیرند.

 

چیزی که در حد آموختن و حتی تقلید از صنعت و تکنولوژی، مورد توافق همه بوده اما در ارتباط با ریشه های توسعه در اروپا  و بکارگیری تجربیات همه جانبه توسعه و پیشرفت در اروپا، با واکنش های تندی مواجه شده و نقد های تندی از منظر مخالفت با غرب زدگی و مخالفت با شیفتگان نسبت به بیگانه، در صد سال گذشته برآن وارد شده و درعمل نیز به دلیل ناسازگاری ریشه های توسعه درغرب و فرهنگ بومی در ایران، فرآیندهای برگرفته از تجربیات اروپائیان با مشکلات جدی مواجه شده است.

 

چیزی که به شکل های مشابه در ایران ، مصر و برخی کشورهای اسلامی مهم دیگر می توان مشاهده کرد.

 

در سال های پس از انقلاب اسلامی، ایران بیش از همیشه خاورمیانه ای شد. نه از آن جهت که نزدیکی اش به اروپا و راه های مطلوبش برای ترانزیت مورد توجه قرار گرفته بود؛ بلکه بدان علت که ایران بیشتر ازهمیشه به علقه های مشترک خود با مسلمانان در خاورمیانه توجه پیدا کرده بود و بیش از همه احساس مشترک بر سر مهمترین بحران خاورمیانه یعنی فلسطین داشت و بیش از همیشه احساس نزدیکی با کشورهای عربی خاورمیانه که غالبا مذاهب متفاوتی با ایرانیان نیز داشتند پیدا کرده بود.

 

البته برای کشورهای غربی فهم  شرایط و هویت نظام ایران پس از انقلاب اسلامی با ویژگی های کشورهای خاورمیانه عملی تر بود. غلبه باورهای اسلامی - انقلابی بر باورهای سیاسی و غلبه این باورهای سیاسی نو برباورهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توسعه باعث گردید که ایران بیش و پیش از آنکه به توسعه بیندیشد به هویت و ارزش ها و باورهای اسلامی – سیاسی خود توجه کند و به بازسازی هویت خود دردرون جامعه اسلامی بپردازد.

 

ایران پس از انقلاب اسلامی به زبان دین سخن گفت و تلاش کرد که گفته هایش بیش از هرزمان از پیوند میان مسلمانان آکنده باشد و تلاش کرد که عملا نیز در جهت تقویت این پیوندها گام بردارد.

 

بیش از هر زمانی بر هویت مسلمانان تاکید نمود و خواهان آن شد که مسلمانان با حفظ هویت اسلامی خود در پی عزت و اقتدار بیشتر باشند.

 

هرچند این باورها و آرزو ها با حمله عراق به ایران ماهیت متفاوتی یافت اما با پایان یافتن جنگ، نیز ایران در بایگانی کردن پرونده های مربوط به جنگ پیشقدم شدو حتی تلاش نمود که حساب این فاجعه بزرگ برای جهان اسلام از حساب سایر مسلمانان خاورمیانه، حتی بعضی دولت های ثروتمندی که رژیم عراق را با تمام توان در این جنگ یاری کردند و البته از حساب مردم بزرگ عراق جدا کند و درمسیر نزدیکی بیشتر مسلمانان درجهان و بخصوص خاورمیانه گام بردارد. 

 

تلقی ایران از آسیا در شرایط کنونی

 

نزدیک به سه دهه پس از انقلاب اسلامی و دو دهه پس از پایان جنگ عراق با ایران و نزدیک دو دهه پس از فروپاشی اتحاد شوروی و پایان جنگ سرد، امروز ایران ضمن آنکه تعلقات خود را به خاورمیانه کاملا حفظ کرده بیش از همیشه تمایل دارد که آسیایی شناخته شود. علت آن است که شرایط توسعه در ایران و آسیا تغییرکرده است.

 

در آسیا علاوه بر سازگاری های فرهنگی قابل توجه آن با ایران و سازگاری های تمدنی کشورهای بزرگ آسیایی با ایران، امروز توسعه حرف تعیین کننده ای برای معرفی این قاره می زند.

 

آسیا از حالت پرجمعیت ترین قاره فقیر جهان خارج شده و روند توسعه در این قاره و ازجمله در میان پرجمعیت ترین کشورهای آن یعنی چین و هند که آنان نیز میراث دار تمدن های بزرگ بشری هستند، چهره این قاره  را متفاوت نموده است و به این قاره با نگاه به شاخص های متحیرکننده نرخ رشد و سهم آن در رشد جهانی و جهش های اقتصادی باور نکردنی و رقابت جهانی در تولید و مسائلی از این دست نگاه می شود.

 

تجربه های موفق توسعه وابسته در آسیا تدریجا به الگوی تمامی کشورهای درحال توسعه بدل شده و سرعت توسعه دراین سرزمین ها امید به ممکن بودن توسعه در شرایط ظاهرا نا ممکن را مطرح نموده است.دردهه های اخير سهم کشورهای آسيايى ، ژاپن ، کره جنوبی و بخصوص چين و هند در اقتصاد جهانی به سرعت بالا رفته است.

 

درحاليکه سهم  کشورهای عضو گروه هشت که درسال  1975  بدون احتساب کانادا و روسيه  48 درصد و با احتساب اين دوکشور 55 درصد بوده است درسال 2005 به 44 درصد رسيده است. درهمين مدت سهم کشورهای آسيايى بدون خاورميانه، از اقتصاد جهانی از 11 درصد به 25 درصد افزايش يافته است. . دراين مدت سهم  کشورهای آمريکای لاتين و افريقا ثابت مانده و سهم خاورميانه و جمهوری های شوروی بشدت کاهش يافته است. 

 

شرایط توسعه در آسیا و شرایط ا یران پس از دوران جنگ سرد دارای ویژگی هایی است که بطور طبیعی ایران و سایر کشورهای آسیایی را به هم نزدیکتر کرده است. 

 

1-  توسعه در آسیا با تقاضای انرژی شدیدی همراه بوده است و عملا بیشترین رشد تقاضای انرژی در جهان متعلق به آسیاست. پیش بینی می شود که با روندهای جاری تقاضای نفت خام درجهان درسال 2025 به بيش از110 ميليون بشکه درروز خواهد رسيد که تقاضای جديدی در حد 25 تا 30 ميليون بشکه درروز را نشان می دهد.

 

بیش از 80 درصد تقاضای جدید متعلق به کشورهای درحال توسعه بویژه کشورهای آسیاست. متقابلا ایران یکی از معدود کشورهایی است که به خاطر شرایط خاص سیاسی تعهدات غیر قابل تغییری با بازارهای سنتی انرژی در آمریکا و اروپا ندارد و می تواند به عرضه انرژی به آسیا توجه ویژه ای داشته باشد . بخصوص که بازار انرژی آسیا در قیاس با اروپا و آمریکا برای تولید کنندگان انرژی در خاورمیانه سود آورترنیز هست.

 

چنین سازگاری هایی باعث شده که بخصوص پس از فروپاشی اتحاد شوروی و تیره تر شدن روابط ایران و آمریکا سهم صادرات نفت ايران به آسيا درتجارت نفت خام ايران افزايش جدی پيدا کرده و طی دو دهه از حدود 30 درصد به حدود 70 درصد افزايش پيدا کند. طی این مدت صادرات نفت خام به ژاپن دو برابر شده و صادرات به سایر کشورهای آسیایی 5/2 برابر شده است .  مزيـتهای اقتصادی و مالی صدور نفت خام ايران به آسيا به همراه ملاحظات سياسی که ايران را از بازار نفت آمريکا  خارج کرده ، باعث شده که رابطه تنگاتنگی در زمينه توليد نفت ايران و مشتريان آسيايى ايجاد شود.

 

 

2-  ايران به تکنولوژی و صنعت مدرن نيازمند است و برای تامين آن بايد با کشورهای صنعتی جهان روابط خود را گسترش دهد. هرچند کشورهای صنعتی آسيا بجز ژاپن از درجه اعتبار کشورهای صنعتی اروپای غربی و آمريکا برخوردار نيستند اما با توجه به مشکلات متنوعی که ایرن با دنیای غرب آمریکا و تا حدی اروپا دارد و  انعطاف بيشتر آسیایی ها برای کار با ايران آنان را درزمره بهترين انتخابها برای ايران قرار می دهد.

 

 بخصوص که اکثر نيازهای تکنولوژيک مرحله کنونی توسعه ايران باتکنولوژی های دست دوم درکشورهايى چون ژاپن ، کره جنوبی و چين و هند ، قابل تامین است.  بعلاوه جذب نیازهای فنی و تکنولوژیک از آسیا ، هزينه بسياری از طرحهای صنعتی، با کيفيت کم وبيش مشابه کشورهای غربی راکمتر می کند و لذا همکاری صنعتی با آسيا هزينه توسعه ايران را کاهش می دهد.

 

3-  پس از فروپاشی اتحاد شوروی ایران اکنون به صورت یک استثناء درجهان ، به رغم وسعتی سرزمینی متوسط، در دریا وخشکی 15 همسایه دارد. چهار همسایه اروپایی ونیمه اروپایی هفت همسایه عربی - آسیایی و باقی آسیایی هستند.

 

 اکنون اهمیت تاریخی ژئوپلتیک حمل و نقل سرزمین ایران باردیگر زنده شده و این بار علاوه برنقش ویژه ایران در حمل و نقل شرق و غرب ، نقش موثری در ارتباط میان کشورهای شمالی ایران و خلیج فارس ایفا می کند و در نتیجه کشوری پرظرفيـت برای همکاری های تجاری و همچنين همکاری های صنعتی توليدی با هدف گيری بازار منطقه است. ایران به تنهایی به عنوان بزرگترین بازار غرب آسیا برای تولید کنندگان آسیایی بسیار جذاب است؛ درعین حال این شرایط جغرافیایی ایران را به عنوان یک کشور واسطه برای تولید و تجارت دربازار بسیار بزرگتری در غرب آسیا و شرق اروپا مورد توجه آسیایی هاست.

 

4-  آسیایی ها هرگز در ایران و منطقه خاورمیانه مداخله جو و استعمار گر نبوده اند . اصولا چنین توانی در کشورهای آسیایی نبوده و در واقع خود این کشورها غالبا گرفتار استعمار بوده اند و کشورگشایی های کشورآسیایی مهاجمی مانند ژاپن نیز از کشورهای همسایه ژاپن فراتر نرفته است. براین اساس حساسیت و نگرانی هایی که نسبت به مقاصد کشورهای غربی از روابط با کشورهای دیگر وجود دارد نسبت به روابط آسیایی ها وجود ندارد و از این منظر ارتباط سیاسی و فرهنگی مردم با توسعه پیوند خورده با کشورهای آسیایی بسیار نرم تر و کم مشکل تر است.

 

با چنین نگاهی ایران به آسیا به عنوان یک شریک مهم استراتژیک برای توسعه ، صنعت و تجارت می نگرد و آسیایی ها هم به ایران به عنوان یک شریک استراتژیک برای تامین انرژی و بازار تولیدات و خدمات کشورهای آسیایی می نگرند. در واقع روابط اقتصادی ایران و آسیا یک نیاز متقابل توسعه در ایران و آسیاست.

 

همچنین ایران با توجه به توسعه سریع آسیا و پست سرنهادن مشکلات و موانعی که بسیاری از آنها برسرراه توسعه ایران نیز قرار داشته است به الگوهای توسعه آسیایی نیز در کنار الگوهای توسعه غربی و شاید بتوان گفت بیش از الگوهای توسعه غربی توجه دارد و با چنین نگاهی امروز در ایران پرسش های مهمی از مطالعات توسعه مربوط به مطالعات تطبیقی با کشورهای آسیایی است . از جمله این پرسش ها درباره علل نارسایی های توسعه ایران در قیاس با کشورهای مشابه یا عقب تر در آسیاست.

 

درعین حال اشتباه بزرگی است اگر تصور شود که ایران می تواند همه روابط اقتصادی خود را به آسیا محدود کرده و آسیایی ها را جانشین اروپایی ها نماید. مسلما روابط اقتصادی با آسیا نمی تواند ایران و یا سایر کشورهای در حال توسعه را از روابط علمی و تکنولوژیک با اروپا و آمریکا بی نیاز کند. زیرا همه نیازهای علمی و تکنولوژیک توسعه کشوری مانند ایران  و بخصوص نیازهای علمی  حساس و کلیدی  قابل تامین در آسیا نیست و باید از بازارهای کشورهای پیشرفته اروپایی و آمریکا تامین شود.

 

 همچنین تاثیر پذیری روابط ایران با آسیا از میزان تیرگی روابط ایران با آمریکا و اروپا بسیار شدید است و این تاثیر پذیری حتی بیش از تاثیر پذیری اروپائیان از آمریکاست. براین اساس اگر روابط ایران با کشورهای غربی بشدت بحرانی شود؛ به رغم نیاز شدید کشورهای آسیایی به رابطه با ایران ، این بحران روی روابط اقتصادی ایران و آسیا نیز تاثیر جدی خواهد گذاشت.

 

تلقی اروپایی ها و آسیایی ها از کشورهای خاورمیانه

 

طبیعی است که یک رابطه بادوام و مستحکم  متقابل میان کشورهای خاورمیانه و کشورهای آسیای و اروپایی نیازمند درک متقابل دو طرف از یکدیگر و علاقه متقابل دو طرف برای حفظ این رابطه است. لذا باید به این پرسش اساسی پاسخ گفت که : آسیایی ها و اروپایی ها کشورهای خاورمیانه امروز را چگونه می بینند؟ آیا مسیر ارتباط شرق و  غرب بودن و منطقه حساس سیاسی و نفت خیر بودن برای پیوند دو طرف در چارچوب توسعه کفایت می کند.

 

پس مانع ارتباط مستحکم توسعه این کشورها با کشورهای بزرگ خاورمیانه مثل ایران و مصر چیست؟ چرا سرمایه گذاری در خاورمیانه بسیار محدود است و رفاه را کشورهای کوچک خیلج فارس به قیمت گران بدست آمده از فروش نفت سرشار خود بدست می آورند؟

 

چرا خاورمیانه نا مناسبترین کارنامه را در اقتصاد جهان دارد؟ کشورهای سرمایه گذار و دارای تکنولوژی و صنعت پیشرفته و نیمه پیشرفته اروپایی و آسیایی روایتشان از خاورمیانه و توسعه در خاورمیانه چیست؟

به نظر می رسد که پاسخ این پرسش ها چندان مطلوب نیست و  روایت کشورهای توسعه یافته غربی و کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه آسیایی از شرایط خاورمیانه سازگاری چندانی با انتظارات کشورهایی مانند ایران و مصر از روابط متقابل توسعه گرا با این کشورها ندارد.

 

اروپا و آسیا به رغم همه تفاوت هایی که دارند، نگرانی های مشترکی درباره خاورمیانه دارند و روایت آنان متاثر از چند ویژگی اساسی است که در دو دهه اخیر بسیار چشمگیر تر شده است. هر چند بخشی از این نگرانی ها ساخته پرداخته  کشورهای مخالف مانند آمریکا و اسرائیل است و هرچند اسرائیل کلید بحران های خاورمیانه است اما بخش عمده وضعیت کنونی در کشورهای خاورمیانه بیش از آنکه ناشی از عملکرد مخالفان باشد ناشی از پدیده های واقعی در این جوامع  است که در سال های اخیر بروز و ظهور بیشتری داشته است.

 

1-  تروریسمی که درجهان به نام اسلام کشورهای آسیایی ، اروپایی ، آمریکایی و حتی کشورهای اقیانوسیه را کم و بیش به یک اندازه تهدید می کند از خاورمیانه سرچشمه می گیرد و یا حداقل چنین شهرتی در مورد منشا بروز این تروریسم در افکار عمومی به رسمیت شناخته شده است.

 

این پدیده جنایتکار عامل مهمی برای همراهی کشورهای جهان در برابر مسلمانان خاورمیانه بوده است. این تروریسم بخصوص پس از یازده سپتامبر سال 2001 میلادی کاملا در خدمت رشد تندروی و نظامی گری در جهان قرار گرفته و چهره ای خشن و خطرناک را از مسلمانان بخصوص مسلمانان خاورمیانه به عنوان دشمن کشورهای توسعه یافته و یا حتی کشورهای غیر مسلمان در حال توسعه  به نمایش گذاشته است.

 

این جریان تروریستی به همان اندازه که برای آمریکا و اروپا خطرناک است برای روسیه و چین و اندونزی و استرالیا خطر محسوب می شود و نوعی جنایت و ترور و خشونت کور و بی معنی  و بیگانه ستیزی بی منطق را به جلوه گر می کند. هرچند درمورد ماهیت جریان تروریستی و مسلمان و افراطی بودن آنان تردیدی نیست اما این جریان چنان خدمت بزرگی به مخالفان اسلام برای ایجاد بد بینی و خشم و گاه نفرت نسبت به مسلمانان در میان غیرمسلمانان نموده که نمی توان احتمال تاثیر پذیری مستقیم یا غیر مستقیم عوامل این جنایات از دشمنان اسلام را نادیده گرفت.

 

تروریسم کوری و دیوانه ای که حادثه یازده سپتامبر را به وجود آورد کمک بزرگی به آمریکا نموده تا سلطه نظامی و  نظامی گری و دخالت های نظامی آمریکا در سایر کشورهای جهان را مجددا پس از یک دوره رکود نظامی گری دوباره احیا نماید و به اسرائیل کمک بزرگی کرده که برای توجیه جنایاتش از آن بهره گیرد و برای مخدوش جلوه دادن مقاومت مردم مظلوم فلسطین این خشونت کور رقم خورده به نام مسلمانان را برجسته نماید.

 

 

2-  پدیده دیگری که چهره نابسامان و بحران خیزی از کشورهای مسلمان این منطقه به نمایش گذاشته شکل گیری اختلافات مذهبی است که غالبا از اختلافات مسلمانان کشورهای خاورمیانه سرچشمه گرفته است.

 

اختلافات مذهبی میان مسلمانان و بخصوص میان اهل سنت و شیعیان که گاه به اختلافات خونینی در پاکستان ، افغانستان و سایر کشورهای آسیایی و به جدایی های عاطفی چشمگیری میان مسلمانان منجر شده است؛ چهره ای آشوب زده از زندگی مسلمانان را به نمایش گذاشته است . مسلمانانی که خشونت را در مواجهه با مسلمان و غیر مسلمان یکسان بکارمی گیرند و هیچگونه بردباری و سازگاری با یکدیگر را برنمی تابند.  

 

 

3-  رواج بنیادگرایی و تحجر به جای خردگرایی و تعقل خطر دیگری است که جهان اسلام و بخصوص خاورمیانه را تهدید می کند. تفکراتی که به همان میزان که متحجر است توسعه ستیز است و توسعه ستیزی و تحول ستیزی را با مخالفت با بیگانه و مخالفت با استعمار و  دخالت های بیگانه خلط کرده و نهایتا با رفتاری بیگانه ستیز و  انزوا گرا  راه دست یابی به فرصت های توسعه و پیشرفت را از ملت های منطقه می گیرد.

 

 

حتی اگر بپذیریم که بخش عمده این مشکلات ناشی از عملکرد دشمنان دانا و دوستان نادان اسلام  است ، تکرار این مسئله هیچ چیزی را حل نمی کند . مخالفان اسلام و مسلمانان ، موفق شده اند که اینگونه ادعاهای علیه مسلمانان را در میان افکار عمومی جوامع غربی و حتی شرقی تا حد زیادی باورکردنی نمایند.

 

هزینه شکل گیری این باور هولناک و خشونت بار از اسلام و مسلمانان  را ملت های خاور میانه می پردازند و بی تردید یافتن راه حل برای اصلاح این وضع  هم  به ملت ها و بخصوص نخبگان و دولتهای مسلمان این منطقه مربوط است.

 

امروز مسلمانان در معرض شرایط حساس و نگران کننده ای هستند. هرچند کشورهای اسلامی همواره و بخصوص از زمان شکل گیری اسرائیل در معرض تهاجم و آسیب های ناشی از دخالت های استعمارگرانه و مداخله جویانه قدرت ها و ابرقدرت ها بوده اند اما امروز با آمریکا یا انگلیس یا اسرائیل یا همه این مجموعه مواجه نیستند بلکه نوعی اجماع جهانی در میان کشورهای مختلف غیر مسلمان جهان، حتی آنان که همیشه به دنبال صلح و دوستی با مسلمانان بوده اند و اکنون نیز به دنبال صلح و دوستی و توسعه هستند، شکل گرفته است.

 

این اجماع جهانی در شرایط کنونی وضعیت بسیار سختی را پیش روی مسلمانان قرار داده است .این اجماع نه تنها راه توسعه و پیشرفت کشورهای اسلامی خاورمیانه را بسیار محدود کرده است بلکه دخالت بیگانگان در امور این کشورها را بیش از هر زمان توجیه پذیر کرده است.

 

کشورهای مسلمان نیازمند آن هستند که خود مدیریت و راهبری خروج از وضعیت ایجاد شده را در دست بگیرند و برای اصلاح فضای ساخته شده علیه اسلام و مسلمانان تدبیر نمایند. فهم درست و مشترک از وضعیت حساس جوامع اسلامی اولین ضرورت این نیاز است.

 

ملت های بزرگ و با فرهنگ و تمدن ایران و مصر در این زمینه و درجهت اصلاح این وضع وظیفه سنگین تر و البته موثرتری بردوش دارند. متفکران و نخبگان این جوامع باید مسئولیت تاریخی خود را در این راه ایفا نمایند و برای ارتقاء عزت و وجاهت و منزلت مسلمانان و خنثی نمودن اقداماتی که این وضع را تخریب کرده تلاش